14 شهریور 1405

«رژی»؛ روایتی از فروپاشی یک امتیاز استعماری و تولد اولین «ائتلاف ملی» در تاریخ ایران

24 اردیبهشت 1405

سید حبیب الله وکیل زاده

پیش از آنکه دود قلیان به چشم استعمار برود در تقویم تاریخی ایران، رویدادهایی هستند که صرفاً یک تصمیم سیاسی نبوده‌اند، بلکه نقطه عطفی در تکامل «خودآگاهی ملی» به شمار می‌روند. ۲۴ اردیبهشت سالروز فتوای تاریخی آیت‌الله العظمی میرزای شیرازی در تحریم فتوای تنباکو است.

یادداشت از: سید حبیب الله وکیل زاده کارشناس ارشد تاریخ-«نهضت تحریم تنباکو» یا «انقلاب تنباکو» (۱۸۹۱-۱۸۹۲) یکی از درخشان‌ترین و در عین حال تأمل‌برانگیزترین این نقاط عطف است. این رویداد را نباید صرفاً یک اعتراض صنفی بازاریان یا یک فتوای ساده دینی دانست. لغو امتیاز تنباکو، اولین باری بود که ارکان سه‌گانه جامعه ایرانی – بازار(اقتصاد ملی)، مسجد (مرجعیت دینی) و روشنفکران (رسانه) در اطراف یک مطالبه واحد متحد شدند و توانستند یک امپراتوری (تزار روسیه و بریتانیا) و یک نظام خودکامه (قاجار) را هم‌زمان به عقب نشینی وادارند.

اما این پیروزی چگونه رقم خورد؟ چرا یک تاجر انگلیسی و یک شاه ضعیف، برابر «یک تکه پارچه و چند خط تلگراف» زانو زدند؟

 قراردادی که تاریخ را تکان داد

اواخر دوره ناصرالدین‌شاه، دوران افول مفرط قدرت مرکزی و گسترش نفوذ بانک‌های استعماری بود. شاه قاجار برای تأمین مخارج سفرهای اروپایی و تجملات درباریان، دست به گروگذاری منابع ملی زد. در ۲۰ رجب ۱۳۰۸ هجری قمری (مارس ۱۸۹۱)، امتیاز «انحصار خرید، فروش، تولید و صادرات تنباکو» در سراسر ایران به مدت ۵۰ سال به «سرگرد جرالد تالبوت» انگلیسی واگذار شد.

شرکت «تالبوت» بعدها «شرکت رژی  نام گرفت. بر اساس این قرارداد تمام توتون‌کاران، دخانیات‌فروشان و تولیدکنندگان قلیان باید زیر نظر مأموران انگلیسی کار می‌کردند. هرگونه تولید یا مصرف تنباکو بدون نظارت شرکت رژی ممنوع و جرم تلقی می‌شد. در ازای این واگذاری، ایران سالانه مبلغ ناچیزی (۲۵ هزار پوند) دریافت می‌کرد، در حالی که سود خالص رژی بیش از نیم میلیون پوند تخمین زده می‌شد.

ساده‌تر آنکه ایران حق نداشت حتی یک نخ تنباکو را بدون اجازه بریتانیا بِکشد یا بفروشد. این قرارداد به مثابه یک بمب ساعتی در ساختار اقتصادی ایران عمل کرد. نه تنها هزاران کشاورز توتونکار در اطراف تبریز، اصفهان، شیراز و کاشان بیکار می‌شدند، بلکه «بازار بزرگ سنتی ایران» که ستون فقرات اقتصاد ملی بود، در معرض نابودی کامل قرار می‌گرفت.

واکنش خاموش دربار

 ناصرالدین‌شاه گمان می‌کرد با امضای این قرارداد، علاوه بر کسب درآمد سریع، حمایت بریتانیا را برای مقابله با روسیه تزاری خریداری کرده است. اما محاسبه او غلط از آب درآمد. اولین جرقه‌های اعتراض نه در دربار، که در دل بازار و مسجد زده شد. «حاج محمدکاظم ملکالتجار»، که بزرگ‌ترین تاجر تنباکوی ایران بود، پیش از همه قلم به دست گرفت. او با نگارش نام‌های تفصیلی به شاه، ابعاد فاجعه‌بار این قرارداد را تشریح کرد، اما پاسخی جز بی‌توجهی نشنید.

 تجار شیراز و اصفهان به صورت محسوس فروش تنباکو را تعطیل کردند. حرکت آنها آرام اما پُرصلابت بود: «اگر این قرارداد اجرا شود، نه زعفرانی صادر خواهد شد، نه قالی و پنبه و ابریشم»اما نقطه عطف، اعتراض مردم تبریز بود. تبریزی‌ها که همواره پیش‌قراول جنبش‌های مشروطه‌خواهی بودند، نخستین اعتصاب عمومی را شکل دادند. بازار تبریز برای چند روز تعطیل شد و مردم شعارهایی علیه نفوذ بیگانگان سر دادند. دربار که تصور می‌کرد این‌ها «غوغای چند بازاری» است، اشتباه بزرگتری مرتکب شد. آن‌ها تصمیم به حذف ناقدان گرفتند.

بمب‌افکنی تلگرامی از نجف به تهران

 وقتی راه‌های مسالمت‌آمیز بسته شد، چشمان مردم به سوی بزرگترین مرجع دینی جهان تشیع، آیت‌الله العظمی میرزای شیرازی در نجف خیره شد. میرزای شیرازی تا آن لحظه سیاست سکوت و دوری از سیاست روز را در پیش گرفته بود. اما در قضیه تنباکو، او دریافت که پای بیگانگان به حریم معیشت و عزت ملی باز شده است. مشهور است که یکی از تجار برجسته تهران به نام حاج سید جواد حسینی تهرانی به نجف رفت و مخفیانه جریان را به میرزا گزارش داد. نتیجه دیری نپایید.

در ۲۳ شعبان ۱۳۰۹ قمری (دسامبر ۱۸۹۱)، فتوای تاریخی میرزای شیرازی صادر شد. متن تلگرافی او به پایتخت چنین بود «الیوم استعمال توتون و تنباکو به هر نحو حرام است و بر ذمه کسی که مرتکب شود…»

اما نکته مهم، متن تلگراف میرزا شیرازی به شخص شاه بود. او با هوشمندی تمام، این ماجرا را «نابودی سلطنت ایران» توصیف کرد. ناصرالدینشاه در پاسخ، تلگرافی به این مضمون فرستاد: «جناب مستطاب میرزا! آیا مملکت من خراب شود به دست تو؟ می‌خواهی من را از سلطنت عزل کنی؟» این تلگراف نشان داد شاه قاجار تا چه حد از عمق بحران بی‌خبر است. او حتی تصور نمی‌کرد که یک «مرجعیت مردمی» می‌تواند اراده‌ای جدا از اراده سلطنت داشته باشد.

 صحنه‌های خیره‌کننده از یک تحریم مردمی

 نکته شگفت‌انگیز درباره نهضت تحریم تنباکو، اجرای بیستون‌های فتوا توسط مردم بود. در آن دوران، نه پلیس مدرنی وجود داشت، نه دیوان عدالت اداری. تنها «باور» مردم «نظارت اجتماعی» بود که این حکم را تبدیل به قانون کرد.

 در اندرونی شاه ناصرالدین‌شاه هم مانند همه قاجاریه، معتاد به قلیان بود. کشاورزانی که محصولشان در انبارها می‌پوسید، با دو چیز روبه‌رو شدند: از یک سو مأموران انگلیسی که سعی در باج‌گیری داشتند، از سوی دیگر مردم روستا که هیچ توتونی را تحویل نمی‌دادند. گزارش شده در منطقه‌ای نزدیک اصفهان، یک مأمور انگلیسی با شلیک گلوله و فریادهای «توتون روسی بیاوریم؟» عقب نشینی کرد. برای اولین بار در تاریخ ایران، مجازات اجتماعی به کارآمدترین ابزار حکمرانی تبدیل شد. کسی که دود قلیان به دهان می‌گرفت، نه از زندان می‌ترسید، بلکه از نگاه تحقیرآمیز همسایه، فامیل و هم‌بازاری خودش.

 لرد سالزبری، نخست‌وزیر وقت در لندن، به سفیرش در تهران نوشت: «این‌ها مشتی عرب هستند که بدون قلیان هم زنده می‌مانند. فشار بیاورید بر شاه. اما وقتی گزارش رسید که کل کشور از شاه تا گاریچی، همه دست از مصرف کشیده‌اند و صدها هزار پوند سرمایه شرکت رژی بر باد می‌رود، سیاست عوض شد. شرکت رژی ورشکستگی خود را اعلام کرد و به دولت بریتانیا فشار آورد که «قرارداد را اصلاح کند. ناصرالدین‌شاه در تنگنای مضاعفی گرفتار شده بود: از یک سو، مأموران انگلیسی (گرین، ولف و…) او را به نقض قرارداد تهدید می‌کردند که هزینه گزافی دارد. از سوی دیگر، اگر حرکت نمی‌کرد، «خلع ید» از پادشاهی توسط علمای بزرگ دور از ذهن نبود. در نهایت، پس از چند ماه جابجایی تلگراف و اعزام نمایندگان ویژه از تهران به نجف و از نجف به لندن، شاه مجبور شد در ۲۶ جمادی‌الاول ۱۳۱۰ قمری (ژانویه ۱۸۹۲) فرمان لغو کامل امتیاز تنباکو را صادر کند. دولت ایران همچنین موظف به پرداخت خسارت سنگین ۵۰۰ هزار پوندی به دولت بریتانیا شد (که از جیب مردم پرداخت شد)، اما اصل «استقلال در سیاستگذاری داخلی» حفظ شد.

 چرا لغو امتیاز تنباکو یک رویداد «بی‌بازگشت» بود؟

 بسیاری از تحلیل‌گران تاریخ معاصر، چند دستاورد اساسی برای این نهضت برمی‌شمرند.

 تولد «افکار عمومی» در معنای مدرن آن

 برای اولین بار در تاریخ ایران، روزنامه‌ها (همچون «حبل‌المتین» کلکته و «اختر» استانبول) و نسخه‌های خطی، مطالبات مردم را تثبیت کردند. روشنفکرانی چون میرزا ملکم‌خان و… از این فضا برای نقد استبداد بهره بردند.

پایان افسانه‌ای به نام «حکومت مطلقه شاهنشاهی»

ناصرالدین‌شاه فهمید که «فرمان سلطنتی» بی‌جاست اگر «باور دینی-مردمی» پشت آن نباشد. او در واقع مغلوب چیزی شد که امروز «قدرت نرم» می‌خوانیمش. این اولین جرقه و تمرین عملی برای انقلاب مشروطه بود (۱۳ سال بعد).

نهضت تنباکو در مصر، عثمانی و هند نیز بازتاب گسترده‌ای داشت. برای نخستین بار، جهان غرب دید که یک «جامعه شرقی» می‌تواند با استفاده از ابزارهای بومی (فتوا و تحریم) دست یک امپراتوری را کوتاه کند. تاریخ‌نگاران نیز نهضت تنباکو را نخستین مقاومت فراگیر و در عین حال موفق مردم ایران در برابر سلطه خارجی و قدرت مطلقه سلطنت قاجار و زمینه اصلی و پیش‌درآمد نهضت مشروطیت و انقلاب اسلامی ایران به‌شمار آورده‌اند.

در جهانی که امروز ابزارهای تحریم و فشار اقتصادی علیه ملت‌ها به سلاح اصلی سیاست تبدیل شده‌اند، مرور این رویداد نشان می‌دهد ملتی که می‌داند «چه زمانی» و «چگونه» باید از مصرف یک کالای تحمیلی دست بکشد و می‌تواند اجماعی فراتر از قومیت و طبقه بسازد، شکست‌ناپذیر است. انقلاب تنباکو، قریب به ۱۳۰ سال پیش ثابت کرد؛ «حرمت دود قلیان» اگر از قلب مردم برخیزد، از همه اسلحه خانه‌های امپراتوری بریتانیا قدرتمندتر عمل می‌کند.

مطالب مرتبط