اعضای کانون اصفهانشناسی و مشاهیر قوس سازمان دانشجویان اصفهان (شامل؛ افسانه شکوهنده، فاطمه نقیزاده، مینا قریشی، تبسم مولوی و حمیدرضا حیدریصفت)، به مناسبت سالکوچ زندهیاد روضاتی، یکی از چهرههای فرهنگی اصفهان، با تکیه بر منابع متقن، در قالب یادداشتی، به زندگی و آثار ایشان پرداختهاند. آنچه در ادامه میخوانید، حاصل این تلاش جمعیست:
مقدمه و تبارشناسی
اصفهان در طول قرون و اعصار همواره مأمن و ماوی عالمان، هنرمندان و صنعتگران و زبدگان هر عصر و زمانی بوده است. وقتی بهدورههای تاریخی مینگریم، متوجه میشویم جذب معاریف و شخصیتها به این شهر تنها مربوط به روزگاری که پایتخت سیاسی ایران بوده، نمیشود، گو اینکه اصفهان ثابت کرده که بستری برای رشد و شکوفایی استعدادهای گوناگون بوده. ای بسا افرادی که گمنام و بینشان به این شهر وارد شدند و در اثر آمیختگی با روح معنوی و هویت فرهنگی این شهر، پس از چندی از چهرهها در حرفه و کسوت خود شدهاند.
با اینکه اصفهان ادوار سختی را گذراند، قتلعام مردمانش را دید، خرابی و ویرانیهای پیکرش را تجربه کرد، قحطی و وبا و سایر بلایای طبیعی و غیرطبیعی نفسهایش را بهشماره انداخت، اما آن جوهره معرفتی که با روح این شهر ممزوج گشته، نخواهد گذاشت که ضربان حیاتیاش متوقف شود.
هجوم افغانها علاوه بر ویرانیهایی که منجر شد، یک نوع سرخوردگی و از خودبیگانگی در جامعه ایرانی بهوجود آورد. مخصوصا اصفهان و اصفهانیها که روزگار درخشان صفویه در خاطرشان بیش از سایر بلاد منقوش بود، اصفهانِ پس از حمله افاغنه را کمتر میتوانستند تاب بیاورند. اینچنین بود که عده زیادی از طبقات مختلف جامعه، به خصوص هنرمندان، صنعتگران و اندیشمندان ترک دیار کرده، به مُحالات و سایر شهرها کوچ کردند.
میر ابوالقاسم جعفر ( معروف به میرِ کبیر) از سادات موسوی و یکی از علما و محققین عصر خود محسوب میشد که نَسَبش به امام موسیالکاظم(ع) میرسید. او که تا حدود سال 1135هجری قمری در اصفهان میزیست نزد اساتیدی چون علامه مجلسی و آقا جمالالدین خوانساری به تحصیل و کسب فیض مشغول بود. وی اهل نوشتن بود و تألیفاتی چند از جمله «مناهجالمعارف» و «کتاب الزکوه کبیر» از خود به یادگار گذاشت.
پس از حمله افغانها، میرِ کبیر اصفهان را ترک گفته رهسپار خوانسار شد. حسن شهرت و اعتبار وی چنان دامنه گسترده بود که مابین اهالی گلپایگان و خوانسار، بر سر اینکه آقا میر ابوالقاسم در کدام منطقه سکنی گزیند اختلاف پیش آمد. ایشان بهسبب اینکه از اختلافات جلوگیری کند، محلی مابین گلپایگان و خوانسار را (در قریه قودجان) به جهت اقامت برگزید و اینچنین در طول هفته چند روزی در گلپایگان و چندی روزی در خوانسار به اقامه نماز و ارشاد مردم مشغول بود.
این خاندان تا چند نسل در خوانسار رشد و نمو داشت و مورد علاقه و احترام اهالی آن مناطق واقع میشد. فرزندان این خاندان که اکثرا از علما و فضلای روزگار خود بودند، به تحقیق و مطالعه و همچنین پاسخگویی و رفع حوائج شرعی مردم اشتغال داشتند. تا اینکه میرزا زینالعابدین (بن میر ابوالقاسم ثانی بن حاج سید حسین بن میر ابوالقاسم (میرِ کبیر) از احفاد میرِ کبیر که مقدمات علوم دینی را نزد پدر و دیگر علما در خوانسار فراگرفته بود، تصمیم گرفت برای تکمیل تحصیلات خود به اصفهان سفر کند. آن روزگار اوضاع اجتماعی اصفهان یک پایداری نسبی پیدا کرده بود و حوزه علمیه اصفهان و مدارس آن شهر در جهان تشیع از اعتبار ویژهای برخوردار بودند.
میرزا زینالعابدین همسر و فرزندانِ خود را نزد پدرش (میر ابوالقاسم ثانی) گذاشت و خود راهی اصفهان شد.
با فوت میر ابوالقاسم ثانی، میرزا زینالعابدین به خوانسار رفته، همسر و فرزندانش را همراه خود بهاصفهان آورد و در محله چهارسو ساکن شدند. مرحوم میرزا زینالعابدین هفت پسر و یک دختر داشت که در این بین دونفر از پسرهای ایشان، یعنی میرزا محمدباقر (صاحب روضاتالجنات) و میرزا محمدهاشم (مجتهد چهارسوئی) شهرت بسیاری در علوم دینی و فعالیتهای پیشوایی مذهبی پیدا کردند.
میرزا محمدباقر از اعاظم علما و فقها و ادبای عصر خود بود. وی در خوانسار متولد شد و چون پدرش بین اصفهان و خوانسار در رفت و آمد بود، تحت تکلف و سرپرستی پدربزرگش (میر ابوالقاسم ثانی) قرار گرفت. میرزا محمدباقر در اصفهان نزد پدرش و تعدادی دیگر از علما و فقهای بزرگ وقت از جمله شیخ محمدتقی صاحب حاشیه و حاج محمدابراهیم کلباسی به تحصیل و کسب معارف پرداخت. تألیفِ بینظیر ایشان، یعنی کتابِ «روضاتالجنات فی احوالِ العلما و السادات» شامل شرح احوال رجال و بزرگان است که بهعنوان یکی معتبرترین مراجع در حوزهی تراجمنگاری، سالیان سال است که مورد استفاده پژوهشگران ایرانی و غیرایرانیست. میرزا محمدباقر دارای آثار و تألیفات دیگری نیز هست اما آوازه این کتاب چنان عالمگیر شد که سایر نوشتهها و پژوهشهای ایشان را تحتالشعاع قرار داد و حتی خودِ میرزا محمدباقر را نیز بهنامِ همین کتاب، یعنی با عنوانِ «صاحبِ روضات» میشناسند. وی در سال 1313 هجری قمری دار فانی را وداع نموده و در تخت فولاد اصفهان، در تکیهای که بهنام خودش نامگذاری شد مدفون گشت.
از صاحب روضات هفت پسر و یک دختر باقیماند. میرزا مسیح چهارسوئی دومین اولاد مرحوم صاحب روضات بود که از علما و فضلای صاحب نفوذ در اصفهان بهشمار میرفت. وی عالمی باتقوا و مقید بهآداب و مقررات شریعت بود و همچون پدرانش حُسن خط و ربط و املا و انشای فارسی و عربی و مهارت در فنون و احاطه بر تاریخ و انساب ایشان را از سایر همقطارانش متمایز میکرد.
میرزا مسیح دو پسر داشت، آقا جلالالدین و آقا میرزا حسن چهارسوئی که هر دو از مراجع شرعیه و ائمه جماعت محله چهارسو بودند. اولاد آقا جلالالدین شش پسر و از آقا میرزا حسن تنها یک دختر بود. آقا میرزا محمدهاشم فرزند برومند آقا جلالالدین با دختر عموی خود (یگانه دختر آقا میرزا حسن) پیوند زناشویی بست و حاصل این ازدواج پسری بود که بعدها برای اعتلای نام این خاندان جلیلالقدر از هیچکوششی فروگذار نکرد.

زندگانی
سید محمدعلی روضاتی (روضاتیان) بهتاریخ آذرماه ۱۳۰۸- ۱۳ رجب ۱۳۴۸ هجری قمری-(بر اساس نوشته سنگ مزارش خرداد ۱۳۰۹) در محلهی چهارسو شیرازیها در خانوادهای اهل علم و قلم و تحقیق در اصفهان دیده بهجهان گشود. از همان اوان خردسالی با کتاب و قلم و کاغذ مواجه بود و منطق و استدلال را در کلام افراد خانواده دریافت میکرد.
پدرش، سید محمدهاشم، در سفری که در معیت پدرِ همسرش، آقا میرزا حسن چهارسویی، به عتبات داشت، دل در گرو آن مکان معنوی سپرده و آنجا به جهت تکمیل تحصیلات ماندگار شد. روزی که در شطّ کوفه در حال انجام غسل بود شوربختانه مقهور جریان آب گشته، جان بهجانآفرین تسلیم نمود و همانجا نزدیکِ مدفن یکی دیگر از اکابر خاندانشان یعنی میرزا محمدهاشم چهارسوئی (برادر میرزا محمدباقر صاحب روضات) بهخاک سپرده شد.
اینگونه سید محمدعلی که در آستانه نوجوانی از نعمت داشتن پدر محروم شده بود، تحت سرپرستی و تربیت پدربزرگ مادری خود یعنی آقا میرزا حسن چهارسویی (فرزند میرزا مسیح فرزند میرزا محمدباقر صاحب روضات) که خود از روحانیون برجسته آن روزگار اصفهان بهشمار میآمد، قرار گرفت.
تحصیلات جدید را (دبستان و دبیرستان) تا مقطع دیپلم در دبیرستانهای فرهنگ و سعدی بهاتمام رساند و در اواسط دهه بیست شمسی بهجهت آغاز تحصیل علوم دینی وارد مدرسه صدر بازار شد. آنجا در محضر بزرگانی چون:
شیخ محمدرضا جرقویهای
شیخ محمدحسین مشکینی (معروف به مشکی)
شیخ محمدحسن عالم نجف آبادی
شیخ هبة الله هرندی
میر سید محمدباقر ابطحی و… بهرهها برد.
آقای روضاتی سپس برای تکمیل تحصیلات راهیِ شهر قم شد و در حوزه علمیه آن شهر دروسی مانند کفایه، رسائل و مکاسب و نیز خارج فقه را از محضر اساتید و علمای آن دیار فرا گرفت. اساتید ایشان در قم عبارتند از حضرات آیات:
حاج آقا حسین بروجردی
حاج شیخ محمد صدوقی
حاج شیخ مرتضی حائری
میرزا ابوالفضل زاهدی قمی
آقا میرزا علی اکبر مجاهدی تبریزی.

البته فراگیری و درک و دریافتهای علمی و فرهنگی ایشان تنها به مدارس و حوزههای علمیه خلاصه نمیشود؛ آمد و شدِ بسیاری از علما و دانشمندان مبرز آن روزگار با خاندان روضاتی (و مخصوصا با پدربزرگش-میرزا حسن چهارسویی) سبب شده بود سید محمدعلی با این شخصیتها معاشر و مصاحب شود و از هر گلستانی ورقی توشه راه کند. افرادی چون جلالالدین همایی، میرزا محمدعلی معلم حبیبآبادی، سید هبهالله شهرستانی، شیخ آقابزرگ تهرانی و… از جمله این افراد بودند. ایشان برای مبحث «اجازه روایت از ائمه اطهار»، توجه و اهمیت فوقالعادهای قائل بود و از عدهی قابل توجهی از اعاظم فقها و مجتهدین عصر اجازهی روایت داشت. نام تعدادی از مشایخ حدیث ایشان که اجازهی کتبی برای وی صادر کردهاند به قرار زیر است:
شیخ آقابزرگ تهرانی
حاج آقا رحیم ارباب
حاج سید جمالالدین گلپایگانی
حاج سید صدرالدین صدر
حاج سید محسن حکیم
حاج شیخ محمدباقر زندکرمانی
حاج سید محمدهادی میلانی
و…
اُنس و پیوندش با قلم و کاغذ که در یک محیط علمی-پژوهشی در خانواده شکل گرفته بود، از آغاز جوانی با نوشتن مقالات، حواشی، تدوین فهرستها و تنظیم تراجم احوال بزرگان و سایر تحقیقات و تتبعات علمی، بهزبان عربی و فارسی، به منصهی ظهور رسید. وی همچنین همدل و همراه پدربزرگش (آقا میرزا حسن چهارسویی) نیز بود در امور مختلف شرعی و فرهنگی-اجتماعی ایشان را یاری میکرد.
پس از درگذشت آقا میرزا حسن چهارسویی، سید محمدعلی عهدهدارِ رسیدگی بهامور و خدمات اجتماعی و تنظیم و تهیه اسناد مورد نیاز مردم شد. چندی نیز در مسجد آقا میرزا محمدهاشم (واقع در خیابان طالقانی) امام جماعت بود و بهوعظ و ارشاد جامعه میپرداخت.
حسن شهرت و خدمات علمی و پژوهشی ایشان مرزهای اصفهان و ایران را در نوردیده، در سایر ممالک اسلامی نیز آثار و تحقیقات ایشان مورد استفاده و مطالعه اهل علم قرار میگرفت. در گنجینهی اسناد ایشان، نامههای پرشماری از علما و دانشمندان ایرانی و عرب بهچشم میخورد.
آیتالله سید محمدعلی روضاتی خود از مشایخ بزرگ اجازه حدیث در دوران معاصر به شمار میرفت و برخی از علما و دانشمندان و فضلای اخیر مسلمان ایرانی و عرب از ایشان روایت میکنند. افرادی چون:
حاج سید حسن فقیه امامی
حاج شیخ هادی نجفی
حاج شیخ حسن مظاهری
حاج سید احمد سجادی
حاج شیخ مجید هادیزاده
دکتر حامد ناجی
و…
آیتالله روضاتی در دو دهه پایانی عمر پربرکت خویش کمتر بهحضور در مراسمات و جلسات عمومی میپرداخت و بیشتر اوقات خود را صرف مطالعه و پژوهش و همچنین نگارش حواشی و مقدمه و تکمیل آثار خود و دیگران میکرد.
در سال ۱۳۷۵ بهسوگِ همسرش نسشت. بانویی از خانواده موسوی الغروی که چهل و دو سال یاور و همراه استاد بود و قطعا نقش این بانو و همدلی و همراهی ایشان در فراهم آوردن محیطی مناسب برای استاد که بتواند با فراغخاطر به فعالیتهای خود بپردازد، بسیار حائز اهمیت است.
آیتالله روضاتی پس از فوت همسرشان مونس دیگری جز کتاب و کاغذ و قلم نداشتند. بامداد آدینه هر هفته نیز در منزل خود پذیرای علاقمندان و اهالی عمل و معرفت بودند. همواره طالبان راستین را از سرچشمه فیوضات خود بهرهمند میساختند.
تا اینکه سرانجام پس از یک دوره بیماری، شمع وجود ایشان در روز ۲۹ تیرماه ۱۳۹۱ بهخاموشی گرایید. پیکر ایشان را تخت فولاد، تکیه صاحب روضات، در بقعه خانوادگی بهخاک سپردند.

تالیفات و فعالیتهای پژوهشی
شاید آغاز فعالیتهای نوشتاری و پژوهشی آقا سید محمدعلی روضاتی را بتوانیم از زمانی بدانیم که ایشان در حدود هجده سالگی، فهرستی از چند نسخه خطی آماده کرده بود تا بهشیخ آقابزرگ تهرانی نشان دهد. آقابزرگ وقتی جدیت و توجه سید محمدعلی را دید به او ماموریت داد که نسخههای خطی مربوط به کتابخانه خانوادگی خودش را معرفی کند. این تکلیف، جرقه مهمی بود که وی را در وادی پژوهش و مطالعه و نسخهبرداری غرقه ساخت. همچنین سید سعید طباطبایی از او خواسته بود کار پدرش را در رابطه با کتاب روضاتالجنات پیگیری کند.
۱. تألیفات (کتابهایی که خودشان نوشتهاند)
اینها آثاری است که متن اصلی و محتوا کاملاً توسط ایشان نوشته شده است:
* تکملة الذریعة إلی تصانیف الشیعة: (در دو جلد)
* زندگانی حضرت آیتالله چهارسوقی که شرح حال نیای مادرشاش میباشد به همراه شرح حال تعداد دیگری از علما و بزرگان و همچنین برخی کتب ذکر در متن زندگینامه آقا میرزا حسن چهارسوقی.
* جامع الانساب: (دفتر نخست چاپ شده) که جلد آول آن بهخاندان سادات موسوی میپردازد و یکی از منابع مهم نسبشناسی و تراجم احوال اولاد امام موسیالکاظم(ع) است.
* شرح روضات الجنّات فی تراجم العلماء و السادات
* نخستین دو گفتار: که در رابطه با علما بزرگ خوانسار که به اصفهان مراجعه کردند بههمراه برخی اجازات و همچنین معرفی کتابخانههای افراد خاندان چهارسوئی است.
* رساله در شرح احوال ملا محمدعلی بن محمدرضا تونی
* هدیه نجفیه: درباره سه نفر از علما اصفهان (آقا میر سید محمد مدرس نجفآبادی، آقا سید عبدالله ثقهالاسلام و آقا شیخ مهدی نجفی) به درخواست آیتالله مرعشی نجفی تنظیم و تالیف شد.
* آثار التقوی: شرح حال سید محمدتقی بن عبدالرزاق اصفهانی.
* عترت طاهره: (در باب فضائل چهارده معصوم – چاپ نشده)
* شرح حال سید رضی: (چاپ نشده)
* کواکب منتشره در احوال اعیان شجره: (چاپ نشده)
* دیوان الاکابر: (مجموعه آثار نیاکان ایشان – چاپ نشده)
* فیض الباری فی ترجمة الامام الانصاری: (زندگینامه شیخ انصاری – چاپ نشده)
* تذکرة النسّابین: (شرح حال حدود هزار نسبشناس – چاپ نشده)
* شرح حال میرزا رفیعا نائینی: (چاپ نشده)
* ریاض الابرار: (چاپ نشده)
* رسالهای درباره عقاید ابنعربی و مولوی: (چاپ نشده)
* الدلیل الاحسن فی الإجازة للأخ الفاضل مظاهری الحسن: (چاپ نشده)
۲. تصحیح، تحقیق و تحشیه (کار بر کتابهای دیگران)
در این دسته، ایشان کتابهای قدیمی یا آثار دیگر بزرگان را گرفته، اصلاح کرده، بر آنها حاشیه (توضیح) نوشته و با مقدمه خودشان منتشر کردهاند:
* روضات الجنّات: (تصحیح، تحشیه و تنظیم فهارس)
* سماء المقال: (تصحیح جلد اول)
* مکارم الآثار: (تحقیق، تحشیه و فهرستنویسی) از معلم حبیبآبادی که مولف بهسبب گستردگی کار، از ادامهی آن دست کشیده و مشغول تهیهی نسخهی مختصرتری از همان کتاب بود. آیتالله روضاتی دادههای مربوط به تحقیقات معلم حبیبآبادی را با تحقیقات خود همراه و تنظیم نمود و اینچنین جلد اول آن در سال 1337 منتشر شد.
* کتاب الاوائل: (تحقیق، تحشیه و تنظیم)
* عبقات الانوار: (مقدمهنویسی و فهرستنویسی)
* جبر و تفویض: (تحقیق رساله «خلق الاعمال» صدرالمتألهین)
* مناهج المعارف: (تحقیق و تحشیه جزوه نخست)
* کشف المراد: (نظارت بر چاپ و افزودن پیوستها)
* حاشیه ملا عبدالله و شرح نظام: (تصحیح)
* نسخهبرگردان تجارب السلف: (پیشگفتار و پیوستها)
* تعلیقات بر طبقات أعلام الشیعة: (نوشتن تعلیقه بر اثر آقابزرگ تهرانی)
* تحقیق متن نهجالبلاغه: (چاپ نشده)
* تحقیق و تصحیح المجدی: (چاپ نشده)

۳. فهرستنگاری و کارهای مستند
آیتالله روضاتی در فهرستنویسی، شیوهای مختص خود نداشت. چند سطر از ابتدا و انتها و همچنین فهرست مطالب نسخهی مورد نظر را میآورد. وی فهرستنگاری با شیوهای که تنها چند اسم را پشت سر هم ردیف کنند را نمیپسندید و اعتقاد داشت که اینکار باید بهطور مفصل انجام شود.
* فهرست کتب خطی کتابخانههای اصفهان: (دفتر نخست) که نخستین بار در سال 1342 منتشر شد و پس از آن به تکمیل این فهرست پرداخت تا نهایتا یک مجموعه سترگ بر اساس حروف الفبا در سه مجلد پدید آورد.
* فهرست نسخههای مصنّفات شیخ طوسی: (مجموعه مقالات)
* مجالس اهل ایمان در مساجد و تکایای اصفهان: (مجموعه مستند آگهیهای درگذشت و یادداشتهای تاریخی طی شش دهه) که یکی از منابع مهم برای شرح حال نویسان است، چرا که تاریخ و زمان دقیق فوت و مراسمات و محل خاکسپاری و خانوادهها و… در آن ورقه که معمولا دیگران بیارزش و بیاستفاده میپندارند درج شده است.
* مرآة الزمن: (رساله اجازه)
مقالات و رسائل
در منبع اصلی، حدود ۵۰ مقاله فارسی و عربی از ایشان با عنوان مجموعه در پرتو روضات معرفی شده است. از عناوین ثبتشده:
– رساله داوودیه
– قصص الانبیاء
– اجازات روایتی دو محقق خوانساری
– علامه حویزی و تفسیر صوافی الصافی
– ابن ابیجمهور احسائی و کتاب عوالی اللآلی
– مطبوعات حروفی ایران قدیم
– حاج میرزا ابوطالب اصفهانی، مؤلف حاشیه شرح سیوطی
– نکاتی پیرامون امثال و الحکم دهخدا
– کتابهای چاپی و خوشنویسان تبریز
– شجرهنامه خانوادگی
– یادداشت، حاشیه، نکته؛ دهکده کرمند کجاست؟
– نوشتهای از جلالالدین همایی
– مؤلف کتاب حدیقة الافراح و غیره
– نسخهای از تفسیر کشف الاسرار میبدی
– پیشنهادهایی به مجله آیین اسلام
– مرحوم میرزا محمدعلی مدرس تبریزی
– نسبنامه سید محمد نوربخش
– چند مجموعه خطی از مجموعههای روضاتی
– فهرست نسخههای مصنّفات شیخ طوسی
– درباره دو رساله کلامی از شیخ طوسی
– ترجمه دو رساله کلامی از شیخ طوسی
– کیفیت انتساب شیخ هادی تهرانی به خاندان علامه مجلسی
– دو دانشمند طوسی
– انحرافات عقیدتی چند تن از رجال عامه و اجازه روایت حدیث شریف
– ملاحظاتی درباره کتاب خلاصة السیر محمد معصوم
– مصابیح الهدایة فی أنوار الولایة
– نامهای درباره برخی اصطلاحات
– چگونگی مرجعیت و نشر فتاوای شیخ اعظم انصاری
– رساله معزّیه
– خاندان صفوی، سیادت و امارت
– خواجه عبدالله انصاری مشهور
– افراط در بهکارگیری کلمات با تنوین
– تعلیقهای بر وقایع السنین و الاعوام
– تاریخ شهادت شهید ثانی
– یادی از چند تن کتابفروشان و صحافان در گذشته اصفهان
– الشیعة الإمامیة
– رسالتان کلامیتان للشیخ الطوسی
– کلمه حول مؤلف کتاب المشکول
– کلمه حول النوبختی و کتابه
– احادیث شریفه فی وظائف الولاة
– ابننما الحلی و آثاره و بیته
– الدرر و اللآلی فی ترجمة سلیم بن قیس الهلالی
– تصحیح عمدة الطالب
– رساله الترتب آیتالله ضیاءالدین عراقی و شرح حال یکی از خواص شاگردان او
– حکایت آنچه صاحب روضات الجنات نوشته است
– چند نکته تاریخی درباره زندگی شیخ طوسی و یک پیشنهاد
– مقالهای پیرامون کتاب لطائف الاعلام
– مقالات دیگر


خانه و کتابخانه
وجود کتابخانه و آرشیو اسناد در منازل افرادی که اهل نوشتن و مطالعه و تحقیق و غوررسی در منابع مکتوب هستند چیز دور از انتظاری نیست. حالا اگر با افراد و خانوادهای مواجه باشیم که اکثر قریب بهاتفاق افرادش جزءِ سرآمدان در زمینههایی چون رجالشناسی، تراجمنگاری، نسبشناسی و… هستند، طبیعتا انتظار میرود با یک مجموعه خاص مواجه شویم.
میر ابوالقاسم جعفر (میرِ کبیر) خود با قلم و کاغذ انس و الفت دیرینه داشت و تالیفات محققانه بزرگ و کوچک بهنظم و نثرِ فارسی و عربی از خود به یادگار گذاشت. علاوه بر آن نسخههای زیادی از آثار گذشتگان را نیز جمعآوری نموده و از همین رو مجموعه قابل توجهی از نسخ فارسی و عربی در کتابخانه شخصی خود گردآوری کرده بود.
پس از درگذشت میرِ کبیر، کتابخانه ایشان مابین فرزندانش تقسیم شد و به هر یک، یک سهم از این کتابها رسید.
این سنتِ تقسیم کتابخانه بین وراث، نسل بهنسل در این خاندان ادامه داشت تا زمانی که میرزا محمدباقر چهارسویی (صاحب روضات) مشغول نگارش اثر سترگ خود، «روضاتالجنات فی احوال العلماء و السادات» شد. در این هنگام برادران میرزا محمدباقر، که همگی از اهل دانش و پژوهش بودند، همچون دیگر علماءِ آن زمان (اواسط قرن سیزدهم هجری قمری) در خدمت به برادر خود، کمک بهگردآوری اسناد و مدارک و کتب مورد نیاز بهجهت تکمیل و تدقیق کتاب روضاتالجنات شدند. در همان ایام است که کتابخانه این خانواده را سایر بزرگان و اهل علم به اهمیت عظمی میستایند.
اما پس از درگذشت صاحب روضات و برادرانش، دوباره این کتابخانه بین وارثان هرکدام از برادران پخش و پراکنده شد. تا در نهایت بخشی از آنچه نزد هر کدام از برادران صاحب روضات موجود بود، به آیتالله سید محمدعلی روضاتی رسید. اما بخش اعظم آن مابین سایر نوادگان میرزا زینالعابدین (پدر صاحب روضات) تقسیم و امروز مجموعه مدون و منظمی از آن آثار ارزشمند موجود نیست اما آقا سید محمدعلی با عشق و توجه خاص به نگهداری این مجموعه ارزشمند پرداخت. خود نیز آثار دیگری از کتب خطی و چاپ سنگی تهیه و بر این مجموعه افزود.
کتابخانه مرحوم روضاتی
تقریباً دیوار بسیاری از اتاقهای منزل ایشان تا نزدیکی سقف با قفسههای کتاب پوشیده شده بود.
در میان کتابها مسیرهای باریکی برای رفتوآمد وجود داشت و فضای خانه بیش از آن که شبیه یک منزل مسکونی باشد، حالوهوای یک کتابخانه تخصصی را داشت. بسیاری از پژوهشگران نقل کردهاند که اگر کتابی کمیاب لازم داشتند، احتمال پیدا کردن آن در کتابخانه روضاتی بسیار زیاد بود.
کتابخانه ایشان یکی از بزرگترین کتابخانههای شخصی ایران در حوزه علوم اسلامی، تاریخ، رجال و نسخههای خطی به شمار میرفت. با اینکه کتابخانهی شخصی بود اما مرحوم روضاتی به افرادی که تشخیص میداد واقعا طالب مطالب هستند در امانت دادن کتابها و حتی نسخههای بسیار کمیاب، خود پیشقدم میشد.
این مجموعه حاصل بیش از شش دهه گردآوری، خرید، مبادله و به ارث رسیدن کتابها و نسخههای خطی بود. هزاران جلد کتاب چاپی، چاپ سنگی و نسخههای خطی فارسی و عربی در آن نگهداری میشد. بخش مهمی از این آثار منحصربهفرد بودند.
خانه ایشان یکی از بناهای منحصر بهفرد اصفهان است. نهتنها از جنبه معماری و تاریخی بلکه غنای معنوی آن حد و مرزی ندارد. خانهای که سالها محل رفت و آمد اهل دانش بوده و اخیار و اندیشمندان روزگار در آنجا به مباحثه میپرداختند. این خانه، الگوی خانههای سنتی اصفهان را دارد. دارای حیاط مرکزی بوده و اتاقها پیرامون حیاط قرار دارد. ایوان، پنجرههای چوبی و دیوارهای آجری از عناصر شاخص بنا بودهاند.

کتابخانه بخش عمدهای از فضای داخلی را دربر گرفته بود و بسیاری از اتاقها به نگهداری کتاب اختصاص یافته بودند.
مرحوم روضاتی بیشتر ساعات روز را در میان کتابهای خود به مطالعه، تحقیق، مقابله نسخهها، نگارش حاشیه و پاسخگویی به پژوهشگران میگذراند.
بسیاری از استادان دانشگاه، پژوهشگران و نسخهشناسان برای استفاده از منابع کمیاب به منزل ایشان مراجعه میکردند و کتابخانه عملاً نقش یک مرکز پژوهشی خصوصی را داشت.
کتابها با نظم موضوعی چیده شده بودند و ایشان جای بسیاری از منابع را از حفظ میدانستند.
در نشستهای روزهای جمعه، نسخههای نهجالبلاغه با نسخههای کهن مقابله میشد و سپس مباحث ادبی، حدیثی، تاریخی و فلسفی میان حاضران شکل میگرفت.
سید محمدعلی روضاتی در اندیشه و آثار دیگران
جلالالدین همایی در تالیفِ بزرگ و مشهور خود، «تاریخ اصفهان»، از سید محمدعلی روضاتی بهعنوان چراغِ این دودمان (خاندان روضاتی) در آینده نام میبرد.
شیخ آقابزرگ تهرانی نیز در کتابِ «الذریعه الی تصانیفالشیعه» در قسمتهای مربوط به معرفی کتابخانه خانوادگی، معرفی آثار ایشان، معرفی نسخههای کتابخانهی ایشان و نسخی که آقای روضاتی گزارشهایی از آنها به شیخ داده، از آیتالله سید محمدعلی روضاتی نام میبرد.
همچنین حجتالاسلام رسول جعفریان کتابی بهعنوان «اسنادی از خاندان روضاتیان» گردآوری کرد که در آن کتاب نوشتاری از آقای جویا جهانبخش مربوط به زندگانی و اجازات و معرفی برخی از آثار مرحوم روضاتی آورده شده است.
نویسندگان و پژوهشگرانی که بهطور مستقل راجع به آیتالله سید محمدعلی روضاتی مطالبی نوشته و منتشر کردهاند از محدوده نزدیکان ایشان فراتر نمیروند و سایر یادکردها و خاطرات بهصورت شخصی یا در یادنامههایی با چاپ محدود عرضه شده است.
منابع:
– «زندگانی آیتالله چهارسوقی» نوشته سید محمدعلی روضاتی، کتابفروشی تایید اصفهان.
– «در پرتو روضات: پنجاه مقاله در تراجم، کتابشناسی، نسخهشناسی و تاریخ» نوشته سید محمدعلی روضاتی.
– «فهرست کتب خطی اصفهان» نوشته سید محمدعلی روضاتی.
– «دانشنامه تخت فولاد»، جلد دوم، مدخل مربوط به سید محمدعلی روضاتی نوشته علی کرباسیزاده اصفهانی.
– «مشاهیر کتابشناسی معاصر اصفهان؛ سید محمدعلی روضاتی» نوشته محمدرضا زادهوش.
– مقاله «استاد بزرگوار ما، علامه روضاتی» نوشته جویا جهانبخش، چاپ شده در کتابِ «اسنادی از خاندان روضاتیان» بهکوشش رسول جعفریان.
– http://wiki.ahlolbait.com دانشنامه اسلامی
– http://mtif.org بنیاد محقق طباطبایی
– http://fa.wikinoor.ir
گردآورندگان یادداشت:
افسانه شکوهنده
فاطمه نقیزاده
مینا قریشی
تبسم مولوی
حمیدرضا حیدریصفت.



