یادداشت از لیلا میرقدر- دکتری مدیریت گردشگری و پژوهشگر جهاددانشگاهی واحد اصفهان: مدیریت موزهها در شرایط بحران و جنگ یکی از پیچیدهترین حوزههای مدیریت میراث فرهنگی به شمار میرود. در چنین شرایطی، موزهها علاوه بر مواجهه با تهدیدهای مستقیم علیه ساختمانها، مجموعهها و زیرساختهای خود، ناگزیرند به طیف گستردهای از مسائل از جمله مدیریت ریسک، حفاظت اضطراری از آثار، تأمین امنیت، تخلیه و جابهجایی مجموعهها، تداوم خدمات فرهنگی، ایفای مسئولیتهای اجتماعی و برنامهریزی برای بازسازی پس از بحران بپردازند. پژوهشهای انجامشده نشان میدهد که موفقیت در مدیریت موزهها در شرایط جنگی بیش از هر چیز به برنامهریزی پیشگیرانه، پایبندی به چارچوبهای حقوقی بینالمللی، توسعه ظرفیتهای انسانی و بهرهگیری از فناوریهای نوین وابسته است.
یکی از مهمترین ابعاد مدیریت بحران در موزهها، حفاظت از اموال فرهنگی منقول در زمان درگیریهای مسلحانه است. مطالعات انجامشده در سوئد نشان میدهد که برنامهریزی پیش از وقوع بحران، شامل شناسایی آثار دارای ارزش بالا، تهیه فهرستها و مستندات دقیق، ایجاد مخازن ایمن، تدوین برنامههای تخلیه اضطراری و هماهنگی با نیروهای حفاظتی، نقش تعیینکنندهای در کاهش خسارات احتمالی دارد. این رویکرد پیشگیرانه، امکان واکنش سریع و هدفمند در شرایط بحرانی را فراهم کرده و میزان آسیبپذیری مجموعههای فرهنگی را به شکل قابل توجهی کاهش میدهد. تجربه جنگ اوکراین نیز نشان داده است که نقش موزهها در دوران بحران صرفاً به حفاظت فیزیکی از آثار محدود نمیشود، بلکه این نهادها به مراکز حفظ حافظه تاریخی، تقویت هویت ملی و انسجام اجتماعی تبدیل میشوند. بسیاری از موزههای اوکراین با برگزاری نمایشگاههای مجازی، مستندسازی رویدادهای جنگ، ثبت روایتهای مردمی و حفاظت از نمادهای هویت فرهنگی، توانستهاند نقش فعالی در تقویت سرمایه اجتماعی و مقاومت فرهنگی ایفا کنند. از این منظر، موزهها در دوران جنگ به ابزارهایی برای حفظ هویت ملی و استمرار حافظه جمعی تبدیل میشوند.

پژوهشهای مرتبط با مدیریت ریسک در مناطق درگیر منازعات مسلحانه نشان میدهد که بسیاری از موزهها و آرشیوها هنوز از برنامههای جامع مدیریت بحران برخوردار نیستند. در این مطالعات بر ضرورت آموزش تخصصی کارکنان، تدوین برنامههای واکنش اضطراری، تجهیز موزهها به کیتهای امدادی، دیجیتالسازی مجموعهها و ایجاد سازوکارهای همکاری میان نهادهای فرهنگی، نیروهای نظامی و سازمانهای امدادرسان تأکید شده است. تجربه پروژه «حفاظت از میراث فرهنگی سوریه و عراق» نیز بیانگر آن است که آموزش نیروهای محلی، مستندسازی آثار پیش از تخریب و بهرهگیری از شبکههای بینالمللی میتواند نقش مؤثری در کاهش خسارات و نجات میراث فرهنگی ایفا کند.در سالهای اخیر، فناوریهای دیجیتال به یکی از ارکان اصلی مدیریت بحران در موزهها تبدیل شدهاند. استفاده از اسکن سهبعدی، مدلسازی واقعیت مجازی، سامانههای اطلاعاتی دیجیتال، پایگاههای داده برخط و تصاویر ماهوارهای، امکان مستندسازی دقیق آثار را حتی در مناطق غیرقابل دسترس فراهم کرده است. این فناوریها علاوه بر ثبت وضعیت آثار پیش از آسیب، در فرآیند بازسازی، مستندسازی خسارات و بازیابی میراث فرهنگی پس از جنگ نیز کاربرد گستردهای دارند. با این حال، مطالعات تأکید میکنند که دیجیتالسازی بهتنهایی پاسخگوی نیازهای حفاظت از میراث فرهنگی نیست و باید در کنار اقدامات فیزیکی نظیر انتقال آثار به مکانهای امن، مقاومسازی ساختمانها و حفاظت اضطراری از مجموعهها به کار گرفته شود.
یکی دیگر از چالشهای مهم جنگهای معاصر، تخریب نمادین یا Iconoclasm است؛ پدیدهای که طی آن آثار تاریخی و فرهنگی به عنوان نمادهای هویت ملی، مذهبی یا فرهنگی بهصورت هدفمند مورد حمله قرار میگیرند. چنین اقداماتی علاوه بر خسارات مادی، آسیبهای عمیقی بر حافظه تاریخی و هویت جمعی جوامع وارد میکند. مطالعات انجامشده درباره تخریب آثار تاریخی پالمیرا نشان میدهد که بازسازی این آثار با چالشهای متعددی از جمله حفظ اصالت تاریخی، رعایت اصول علمی مرمت و پاسخگویی به نیازهای فرهنگی و اجتماعی جوامع محلی همراه است. در این زمینه، برخی پژوهشگران بر بازسازی مبتنی بر شواهد باستانشناختی تأکید دارند، در حالی که گروهی دیگر حفظ حافظه جمعی و جلوگیری از فراموشی فرهنگی را در اولویت میدانند.
چارچوبهای حقوقی بینالمللی نیز بخش مهمی از مدیریت بحران در موزهها را تشکیل میدهند. مطالعات مرتبط با حفاظت از میراث فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه نشان میدهد که رویکردهای جهانی از حفاظت صرف فیزیکی آثار به سمت نگرشی جامعتر حرکت کردهاند؛ نگرشی که در آن حفاظت از میراث فرهنگی با مفاهیمی همچون حقوق بشر، مشارکت جوامع محلی، مسئولیتپذیری نیروهای نظامی و همکاریهای بینالمللی پیوند خورده است. در این میان، سازمانهایی همچون یونسکو نقش اساسی در تدوین استانداردهای بینالمللی، آموزش نیروهای متخصص، هماهنگی اقدامات اضطراری و توسعه همکاریهای فراملی ایفا میکنند.
مرور تجربههای جهانی نشان میدهد که موفقیت مدیریت موزهها در شرایط بحران و جنگ بر چند اصل اساسی استوار است: برنامهریزی راهبردی و آمادگی پیش از وقوع بحران، آموزش مستمر کارکنان موزه و نیروهای مرتبط، توسعه زیرساختهای دیجیتال و مستندسازی جامع مجموعهها، ایجاد شبکههای همکاری در سطوح ملی و بینالمللی و توجه به کارکردهای اجتماعی و فرهنگی موزهها در دوران بحران.
در مجموع، مدیریت موزهها در شرایط جنگی مستلزم اتخاذ رویکردی چندبعدی است که ابعاد مدیریتی، فنی، حقوقی، اجتماعی و فناورانه را به صورت همزمان در بر گیرد. تجربه کشورهایی مانند اوکراین نشان داده است که موزهها حتی در شرایط بمباران و ناامنی نیز میتوانند با تداوم فعالیتهای فرهنگی و آموزشی، به تقویت همبستگی اجتماعی و حفظ هویت ملی کمک کنند. در مقابل، نبود آمادگی و فقدان برنامههای مدیریت بحران در برخی مناطق درگیر منازعه، خسارات جبرانناپذیری را بر میراث فرهنگی وارد کرده است.



