23 شهریور 1405
یک استاد تاریخ:

گاهی تهدیدها را فرصت و فرصت‌ها را تهدید می‌بینیم/ نمادهای وحدت ساز را برجسته کنیم

نویسنده: سید حبیب الله وکیل زاده

9 مرداد 1405

ابوالحسن فیاض انوش درباره«تقویت انسجام ملی در برابر دشمن» و در پاسخ به این سوال که با توجه به اینکه دشمنان امروزی عمدتاً بر«جنگ شناختی» و «شکاف‌افکنی قومی، مذهبی و نسلی» متمرکز شده‌اند، به نظر شما مهم‌ترین مؤلفه‌ای که می‌تواند سرمایه اجتماعی را در برابر این تهاجم نرم مصون کند، چیست و چرا در شرایط کنونی، گاهی این مؤلفه‌ها را فدای منافع جناحی یا سلیقه‌ای می‌کنیم، اظهار کرد: مهمترین عاملی که می‌تواند کشور را در برابر جنگ شناختی دشمن مصون کند درک درست از مفهوم جنگ شناختی است چراکه برخی از افرادِ مسئول درک صحیحی از جنگ شناختی ندارند و به همین دلیل حرکاتی را از برخی از افراد تاثیرگذار می‌بینیم که مشخص می‌کند از جنگ شناختی درک درستی ندارند، بنابراین شناخت مفهوم جنگ شناختی و مفهوم سازی برای همه آحاد ملت در برابر ترفندها و شیوه‌های جنگی از اولویت‌ها برای حراست از سرمایه اجتماعی است.

وی افزود: گاهی فهم صحیحی از منافع ملی وجود ندارد و برخی از گروه‌ها و جناح ها از این مفهوم درک درستی ندارند که علت آن این است که این گروه‌ها یا تاریخ را نمی‌دانند و یا جامعه خود را به خوبی نمی‌شناسند. کسانی هستند که با درک ناقصی که از تاریخ و به ویژه تاریخ معاصر دارند نمی‌توانند تشخیص دهند که چه عواملی منافع ملی را تضعیف می‌کند به همین دلیل برخی مواقع تهدیدها را فرصت در نظر می‌گیرند و فرصت‌ها را تهدید تلقی می‌کنند.

این دانشیار گروه تاریخ دانشگاه اصفهان ادامه داد: برخی افراد مسئول میان مصادیق دوستی و دشمنی در سپهر سیاست قائل به تمیز و تمایزگذاری نیستند. حیات سیاسی و جمعی شکل نمی‌گیرد مگر اینکه درک درستی از مفهوم دوستی و دشمنی وجود داشته باشد. از نظر فلسفه و اندیشه سیاسی هنگامی می‌توانیم در یک جامعه تشخص و هویت قائل شویم که نخبگان آن جامعه توجه داشته باشند که دو چیز است که جامعه را منسجم می‌کند به این معنا که درک درستی از دشمن و دوستان داشته باشیم. اگر به این مهم باور نداشته باشند و تصور کنند که همه چیز در صلح کل است و نیازی به دشمن شناسی وجود ندارد این اشکال کشور را در بدترین وضعیت قرار می‌دهد.

دشمن شناسی به معنای دشمن تراشی نیست

فیاض‌ِانوش با بیان اینکه دشمن شناسی به معنای دشمن تراشی نیست، گفت: هویت ملی و یک هویت اجتماعی باید بداند که مسلما تهدیداتی در حوزه اقتصاد، فرهنگ، سیاست و نظامی وجود دارد و اگر جامعه احساس کند که هیچ دشمنی وجود ندارد رشد و تعالی آن به خطر می‌افتد و تاریخ هم همین مهم را به خوبی ثابت کرده است. اگر دقت کنیم که نطفه‌های هویت ایرانی چه زمانی شکل گرفته باید به بزنگاه‌های اصلی آن برگردیم. برای مثال مادها زمانی توانستند جامعه خود را انسجام ببخشند که فهمیدند در برابر آشوری‌ها و بابلی‌ها باید انسجام داشته باشند. دشمنی که آنان را تهدید می‌کرد و اِبایی نداشت که تهدیدات خود را به شکل علنی به زبان بیاورد(همه زنان و بچه‌ها را نابود می‌کنیم) زمانی که جامعه ماد و پارت به این تشخیص رسید که اگر می‌خواهد ادامه حیات دهد باید دشمن خود را جدی بگیرد درست در همین زمان است که هویت ایرانی آغاز و شکل می‌گیرد. پس جامعه‌ای که دوستان و دشمنان خود را به درستی بشناسد و درک درستی از مفهوم جنگ شناخی داشته باشد می‌تواند در حفظ سرمایه اجتماعی خود موفق عمل کند.

وی در پاسخ به این سوال که برای تبدیل شعار «وحدت ملی» از یک مفهوم انتزاعی به یک گفتمان ملموس در زندگی روزمره مردم، پیشنهاد مشخص شما به مسئولان فرهنگی و رسانه‌ای کشور چیست، به ویژه برای نسل جوانی که با چند روایت متفاوت از حقیقت مواجه است، چگونه می‌توان «همدلی» را جایگزین «قطبی‌سازی» کرد؟ گفت: اگر می خواهیم شعار وحدت به یک گفتمان ملموس تبدیل شود نمادهای وحدت ساز را باید برجسته سازی کرد چراکه در هر جامعه‌ای نمادهایی از وحدت وجود دارد و این نمادها می‌توانند شخصیت‌ها، بنای تاریخی و دستاورد ملی در بخش‌های مختلف باشد که در گفتمان عمومی باید برجسته سازی آن در دستور کار قرار گیرد. جامعه‌ای که نتواند دستاوردها و نمادهای وحدت آفرین خود را قدردان باشد و تبلیغ و ترویج کند بعد از مدتی دچار مصیبت و ضایعه خواهد شد.

این دانشیار گروه تاریخ دانشگاه اصفهان افزود: در جامعه امروز بیشتر از آنکه نگران این باشیم که گفتمان وحدت ایجاد کنیم باید نگران این باشیم که گفتمان وحدتی را که وجود دارد از دست دهیم. بنابراین بیش از آنکه به گفتمان وحدت سازی احتیاج داشته باشیم به مقابله با گفتمان‌های ضد وحدت بیشتر نیاز داریم. در کشورهای منطقه غرب آسیا با اندک اتفاقاتی که می‌افتد شیرازه این کشورها به سرعت متلاشی می‌شود. سوال اصلی که پیش می‌آید این است که چگونه با وجود تمام تلاش‌هایی که برای واگرایی و تجزیه طلبی و تشتت در ایران از سوی دشمنان صورت می‌گیرد در بزنگاه‌های خیلی خطیر مانند جنگ 40 روزه که بسیاری از ارکان نظام اسلامی از بین رفته و فرماندهان نظامی به شهادت رسیدند توقع بسیاری از افراد فروپاشی کشور بود در حالی که این اتفاق نیفتاد که نشان می‌دهد در جوهره مردم و کشورِ ایران آن همگرایی و همدلی و گفتمان وحدت قوی تر از گفتمان واگرایی است.

فیاض‌انوش گفت: بنابراین جامعه ایران جامعه‌ای است که از نظر هم‌گونی، وحدت و همدلی تفاوت‌های زیادی با جوامع مجاور خود دارد و یک دولت- ملتِ ریشه‌دار با تمدن تاریخی درخشانی هستیم و با کشورهایی مانند سوریه، عراق و کشورهای حوزه خلیج فارس تفاوت‌های زیادی داریم چرا که بسیاری از این کشورها ساختگی و به شکل تحمیلی به وجود آمده‌اند و کشورهای اروپایی چیزی به نام دولت-ملت برای آنان ساخته‌اند و برساخته نیروهای فرامنطقه‌ای هستند در حالی که ایران با وجود تمام صدماتی که در قرون اخیر به آن خورده است و با وجود تمام قومیت‌ها و گویش های مختلفی که در آن وجود دارد شاهد هستیم که همدلی و وحدت در آن بسیار مستحکم است پس باید به دنبال آن باشیم که این وحدت خدشه دار نشود و ضد گفتمان‌های وحدت را رصد کنیم و برای آن تدارک هوشمندانه ببینیم.

اشتباه محاسباتی مسئولان، اصلی‌ترین تهدید برای انسجام ملی محسوب می‌شود

وی با اشاره به اینکه دو موضوع وحدتِ ایران اسلامی را تهدید می‌کند، افزود: کسانی که در کشور تصمیم گیرنده، برنامه ریز و استراتژیست هستند اگر دچار اشتباه محاسباتی شوند از یک طرف و اگر مردم دچار عدم تاب‌آوری در بحران‌ها شوند این عوامل می‌تواند وحدت را تهدید کند. از بین این دو عامل یعنی اشتباه محاسباتی مسئولان و تاب‌آوری مردم، اشتباه محاسباتی مسئولان خطرناک تر است چراکه عدم تاب‌آوری مردم ناشی از تصمیمات برخی از مسئولان است و اگر مسئولان درست برنامه ریزی کنند و تشتت در نظرات آنان نباشد و صحبت‌های کلان را با کمترین هزینه و بدون شوک و التهاب برای مخاطبان بیان کنند مسلما تاب آوری مردم بالاتر می‌رود. مردم زمانی بی‌تاب می‌شوند که احساس کنند خردمندانه موضوعات دنبال نمی‌شود.

این دانشیار گروه تاریخ دانشگاه اصفهان در پاسخ به این سوال که برخی معتقدند تهدیدات خارجی تا زمانی که ضعف‌های داخلی(مانند ناکارآمدی اقتصادی، تبعیض و بی‌عدالتی) حل نشود، نه تنها قابل خنثی‌سازی نیستند، بلکه برعکس، به ابزاری برای فشار بیشتر تبدیل می‌شوند. آیا شما راهکار مقابله با این دوگانگی را در اولویت‌بندی اصلاحات داخلی می‌دانید یا در تشدید سیاست‌های بازدارندگی خارجی؟ اظهار کرد: یک نکته مهم است که مفهوم بازدارندگی خارجی باید باز شود و اگر بازدارندگی خارجی به معنای تنش‌آفرینی در سیاست خارجی است کار بسیار اشتباهی است، اما اگر به معنای زیرنظر داشتن تهدیدات خارجی است کار درستی است و باید به شکل محکمی این امر دنبال شود. نباید دوگانه‌ای ایجاد کنیم که یا این است یا آن! رفع ضعف‌ها و مشکلات اقتصادی از یک طرف و بازدارندگی خارجی از طرف دیگر. ضعف‌های داخلی اگر می‌خواهیم برطرف شود حتما باید بازدارندگی خارجی دنبال شود و اگر بازدارندگی خارجی همچنان می‌خواهیم تداوم یابد با وجود ضعف‌های داخلی آن ناکارآمدی خارجی بی اثر خواهد شد.

فیاض انوش افزود: بنابراین یکی از تهدیدات اصلی این است که این دو قطبی‌سازی در عرصه مدیریتی کشوربسیار جدی گرفته شود به این معنا که مثلا بگویند با جهان هیچ مراوده‌ای نخواهیم داشت و قصد داریم اصلاحات داخلی کنیم و از طرفی بگویند در داخل هیچ کاری نمی‌خواهیم انجام دهیم و فقط قصد داریم روابط خود با خارج را تسهیل کنیم. هر کدام از این دو نگاه ضایعه آفرین است و دشمنان خارجی بیشترین نفع را از این موضوع می‌برند پس باید با مبارزه با مفاسد داخلی نیات و توطئه‌های دشمنان خارجی را ناکام بگذاریم.

وی خاطرنشان کرد: حوادث اخیر به ویژه مسائل مربوط به تنگه هرمز نشان داد که سیاست بازدارندگی خارجی به ویژه در حوزه سخت‌افزاری و دفاعی و نظامی و رفع تجاوز دشمن در شدیدترین بحران که با دو قدرت اتمی جهان مقابله کردیم ثابت می‌کند که سیاست بازدارندگی حداقل در حوزه دفاعی امنیت کشور را تامین کرده است و آنچه که باید بیشتر نگران آن باشیم این است که وقتی دشمن به اهداف نظامی خود نمی‌رسد دست روی زخم‌های چرکین داخلی از جمله مشکلات اقتصادی می‌گذارد و به عوامل نفوذی خود برای بر هم زدن امنیت کشور روی می‌آورد.

خبرهای مرتبط

نشانی: خیابان هزارجریب، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، خیابان اندیش، بعد از تالار سبز، جهاددانشگاهی واحد اصفهان