هزینههای پنهانی که بدن ما، با دفاعهای ناکارآمد روانی، در شرایط سخت میپردازد، در چند دسته میشود گنجاند:
التهاب مزمن؛ دشمن خاموش
یکی از مهمترین یافتههای دهه اخیر در روانزیستشناسی، نقش التهاب مزمن در ترومای پردازش شده است. سطح بالای سایتوکینهای التهابی با افسردگی، خستگی مزمن، درد مزمن و حتی بیماریهای قلبی عروقی مرتبط است.
به زبان ساده، وقتی تروما پردازش نمیشود بدن در یک حالت التهاب پنهان میماند. این التهاب مثل آتشیست که آرام آرام میسوزاند.
سیستم ایمنی ضعیفتر
استرس مزمن به طور مستقیم سیستم ایمنی را تضعیف میکند. در شرایط جنگی این به معنای آسیب پذیری بیشتر در برابر بیماریهای عفونی، کندتر شدن بهبود جراحات و تشدید بیماریهای مزمن است.
فرسودگی سیستم عصبی
نگهداشتن دفاعهای مزمن انرژی میبرد. سیستم عصبی که دائما در حالت هوشیاری بالا نگهداشته میشود خسته میشود. این خستگی با استراحت معمولی برطرف نمیشود، چون منشأش در سیستم عصبیست نه عضلات.
جدا شدن از بدن
یکی از کمتر شناختهشده اما مهمترین پیامدهای تروما قطع ارتباط با بدن است. تروما و دفاعهای ناکارآمد مرتبط با آن میتوانند ارتباط فرد با بدنش را قطع کنند. این قطع ارتباط، خودش را به صورت ناتوانی در تشخیص احساسات بدنی، کاهش حس لذت جسمانی یا احساس زندگی کردن در سر (نه بدن) نشان میدهد و در شرایط جنگی این پدیده بسیار رایج است.
تصور کن بدنت مثل یک دوست قدیمیست که سالها با آن حرف نزدی. هنوز هست، هنوز کنار توست اما دیگر صدایش را نمیشنوی. قشر فرهیخته به ویژه، که عادت دارد با ذهن کار کند ممکن است این قطع ارتباط را به عنوان عقلانیت یا تمرکز تعبیر کند، در حالی که از بدن و احساساتش جدا شده است.
نشانهها: نمیدانی الان در کجای بدنت تنش داری، از غذا خوردن، موسیقی یا لمس، لذت کمتری میبری، بیشتر فکر میکنی تا حس، وقتی کسی میپرسد چه احساسی داری اول باید فکر کنی و انگار از پشت شیشه، به زندگی نگاه میکنی.
چرا این اتفاق میافتد؟ در شرایط تهدید حاد و شدید، گسست موقت میتواند روان را از فروپاشی نجات دهد. به زبان ساده، وقتی درد خیلی زیاد است، ذهن میگوید بهتر است اصلا حس نکنی؛ این در لحظه بحران هوشمندانه است اما اگر مزمن شود، دیگر نمیتوانیم کلید حس کردن را دوباره روشن کنیم و هزینههای روانی درونی آن فرسایش هویت، تهی شدن از معنا، اضطراب مزمن و قطع ارتباط با بدن است.
راههای بازگشت به بدن
بدن صبور است، حتی بعد از سالها جدایی میتوان دوباره به آن برگشت؛ با ابزارهایی از این دست:
ابزار اول: تنفس
دم و بازدم، سادهترین و در دسترسترین ابزار تنظیم سیستم عصبی است. تنفس آهسته و عمیق، عصب واگ را فعال میکند و سیستم عصبی را از وضعیت جنگ یا گریز به وضعیت ایمنی اجتماعی منتقل میکند.
تمرین عملی: تمرین تنفس عمیق: چهار ثانیه دم، چهار ثانیه نگهداشتن، چهار ثانیه بازدم.
این تمرین را میتوانی همین الان امتحان کنی و نیازی به شرایط خاص ندارد؛ در صف نانوایی، در ماشین و قبل از خواب. چون تنفس تنها چیزیست که هم خودکار است و هم میتوانی آگاهانه آن را کنترل کنی. این یعنی یک پل مستقیم بین ذهن آگاه و سیستم عصبی خودکار.
ابزار دوم: موج سواری روی هیجان
این یکی از دقیقترین تمرینهای کتاب است؛ مهارت موج سواری. وقتی هیجان شدیدی احساس میکنید آن را در بدن لمس کنید بدون اینکه تلاش کنید آن را تغییر دهید: کجاست؟ چه شکلی است؟ چه حسی دارد؟
تمرین عملی: دفعه بعد که اضطراب یا ترس یا خشم را احساس کردی به جای اینکه فوری سعی کنی آن را خاموش کنی این سوالها را از خودت بپرس:
این احساس کجای بدنم است؟ (سینه، گلو، معده؟)
چه شکلی دارد؟ (سنگین، تنگ، داغ، لرزان؟)
اگر رنگ داشت چه رنگی بود؟
الان دارد بزرگتر میشود یا کوچکتر؟
هدف این نیست که احساس را حذف کنیم. هدف این است که دوباره یاد بگیریم آن را حس کنیم.
پنجره تحمل را پیدا کنیم
مراقبت از خود به معنای کمک به ماندن در این پنجره است. پنجره تحمل یعنی آن محدودهای که در آن نه خیلی بیحس هستی و نه خیلی طغیان زده؛ جایی که میتوانی هم حس کنی و هم فکر کنی.
هدف از بازگشت به بدن ماندن در همین پنجره است؛ نه سرکوب احساسات و نه غرق شدن در آنها.
نتیجهگیری
بدن تو دروغ نمیگوید، وقتی درد میکند، وقتی نمیتواند بخوابد، وقتی از همهچیز جدا شده دارد یک پیام میدهد: من هنوز اینجا هستم و حرفهایی دارم که پردازش نشدهاند.
قطع ارتباط با بدن، نه ضعف است و نه دیوانگی. یک واکنش هوشمندانه برای بقا بوده که وقتش گذشته. خبر خوب اینکه بدن صبور است و منتظر. تنفس، توجه و کمی کنجکاوی درباره آنچه درون بدنت میگذرد، اولین قدمها برای بازگشت است.
سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی واحد اصفهان، میکوشد با انتشار سلسله مطالب «خوب خوانی» مخاطبان خود را در شرایطی که کشور درگیر جنگ است، برای «مراقبت از خود» یاری کند.
نخستین کتابی که بخشهای آن، با این برچسب در شبکههای اجتماعی سازمان به نشانی studentcity.isf@ به مرور منتشر میشود، کتاب «صحنه دوم» از دکتر بهمن امینی، روانشناس است که توسط مرکز مشاوره دانشگاه اصفهان منتشر شده و بخش پایانی از فصل چهارم آن را خواندید.
پ.ن: تصویر این مطلب توسط مهرداد صفرپور دهکردی ثبت و در خبرگزاری مهر منتشر شده است.



