25 مرداد 1405

سوارِ خسته به‌ راهش ادامه می‌دهد

24 تیر 1405

سمیرا قاسمی

یادداشت از حمیدرضا حیدری‌صفت، دبیر کانون اصفهان‌شناسی و مشاهیر قوس: با وقوعِ تحولات گسترده‌ سیاسی_اجتماعی در ایران، وقفه‌ای در فعالیت‌های فرهنگی و هنری به‌ وجود آمد. گروه‌های تئاتر و مراکز فرهنگی منحل شده و سالن‌ها و تماشاخانه‌ها، سرنوشتی جز متروک یا ویران شدن پیدا نکردند. از بین هنرمندان عرصه‌ نمایش، عده‌ای خانه‌نشین و عده‌ای برای گذران زندگی، لاجرم به مشاغل دیگر روی آوردند. مدتی به‌ همین منوال گذشت تا اندک‌اندک با پایدار شدن وضعیت، فعالیت‌های هنری هم از سر گرفته شد.

سرنوشت تئاتر در سال‌های آغازین انقلاب به نهادها و ادارات دولتی گره خورد. اداره‌جات هر کدام بخشی تحت عنوان امور فرهنگی داشتند که بودجه‌ای به همین مقصود به‌آن اختصاص می‌یافت. این‌چنین بود که ارگان‌هایی مثل جهاد سازندگی، بهزیستی، اداره برق و… دارای گروه‌های تئاتر شدند. برنامه‌های اجرایی در این گروه‌ها بیشتر جنبه‌ی مذهبی و اخلاقی داشتند و به ‌نوعی تلاش بر آن بود که مرام‌نامه‌ حاکمیت جدید را، در یک قالب هنری، بر اساس اصول و موازین دینی و اعتقادی معرفی کنند.

مسجد انقلاب (واقع در پل آذر) یکی دیگر از مراکزی بود که در سال‌های پس از پیروزی انقلاب حوزه‌ فعال در زمینه‌ تئاتر محسوب می‌شد. بسیاری از جوانان برای گذراندن دوران خدمت سربازی به این مرکز که وابسته به سپاه پاسداران بود مراجعه می‌کرده و به‌کار تئاتر می‌پرداختند.

اما تئاتر نیاز به مکان داشت؛ از سالن‌هایی که در گذشته محل برگزاری تئاتر بود دیگر رسما اثری به‌چشم نمی‌خورد. عمده‌ برنامه‌های تئاتر در سال‌های دهه‌ی 60، در سالن مدرسه‌ هراتی که از عمق مناسبی برخوردار بود، برگزار می‌شد. همچنین سالن هلال احمر (واقع در خیابان میرفندرسکی) نیز از اماکن برگزاری برنامه‌های تئاتر بود.

اندک مدتی هم در عمارت توحیدخانه (پشت عالی‌قاپو) گروه‌های تئاتر روی صحنه می‌رفتند اما چون در محدوده‌ دانشگاه هنر اصفهان قرار می‌گرفت، این دانشگاه کاربری توحیدخانه را مختص خود می‌دانست و نهایتا این مکان از دست اهالی تئاتر خارج شد. سالن تالار اندیشه (در خیابان نظر شرقی) نیز بعدتر به‌چرخه‌ سالن‌های تئاتر اصفهان پیوست و این‌گونه بود که رفته‌رفته حرکت چرخ‌دنده‌های هنرهای نمایشی دوباره در شهر اصفهان در حال سرعت گرفتن بود.

با آغاز جنگ تحمیلی در شهریور 1359 و دشواری‌ها و ویرانی‌های حاصل از جنگ، نهادهای دولتی که پیش‌تر نام آن‌ها ذکر شد، فعالیت‌های مربوط به امور فرهنگی خود را محدود و محدودتر کردند و بیش از پیش متمرکز حوزه‌ ویژه‌ خود شدند تا بتوانند گره‌ای از کار مملکت بگشایند.

این چنین شد که تئاترهای وابسته به سازمان‌های دولتی رو به تعطیلی رفت و کلیه‌ فعالیت‌های هنری در وزارت ارشاد (و اداره‌ی ارشاد استان‌ها) تجمیع شد.

تشکیلات وزارت ارشاد همچون یک آموزشگاه برای علاقمندان و جوانانی که به ‌تازگی قصد ورود به این حیطه را داشتند، عمل می‌کرد. ضمن این‌که هنرجویان، در کنارِ افرادِ باتجربه‌تر شانس قرارگیری بر روی صحنه را می‌یافتند و از نکات و ذکر ظرایف هنری نیز بی‌نصیب نبودند.

در کنار این نوع فعالیت‌ها، برگزاری جشنواره‌های تئاتر نیز رو به فزونی گذاشت. پیش از انقلاب چند جشنواره‌ی محدود مانند جشنواره کاخ‌های جوانان و جشنواره‌ی استانی برگزار می‌شد اما پس از انقلاب کمیت این رویدادها افزایش یافت. دو جشنواره که بیش از بقیه مورد استقبال و توجه اهالی هنر واقع شد، یکی جشنواره‌ فجر و دیگری جشنواره‌ دانشجویی بود که در هر دو آن‌ها، گروه‌های تئاتر اصفهان خوش درخشیدند و دستِ پُر از این کارزار هنری بازگشتند.

با وجود رشد و درخشش کانون‌های تئاتر نوپا در اصفهان، مردم که یادها و خاطرات خوشی از برنامه‌های تئاتر از روزگار گذشته در ذهن داشتند و در جمع‌های و محافل دوستانه و خانوادگی بازگو می‌کردند، علاقه‌مند بودند که برنامه‌هایی چون نمایش‌های قدیم را دوباره بر روی صحنه ببینند. این درست است که پس از انقلاب تئاتر (پس از یک وقفه‌ کوتاه) از حرکت بازنایستاد اما رویه‌ی برنامه‌ها (چه محتوایی و چه اجرایی) نوع متفاوتی داشت نسبت به‌آن‌چه عموم مردم با آن آشنا بودند.

 این‌گونه شد که گروه‌هایی به‌وجود آمد با سبک و سیاقی نزدیک به‌گروه‌های تئاتری پیش از انقلاب. کارگردانان و دست اندرکاران این برنامه‌ها دوباره به سراغ موضوعات اجتماعی و چالش‌ها و مشکلاتی که بدنه‌ جامعه‌ی ایرانی با آن‌ها در حال دست و پنجه نرم کردن بود می‌رفتند و سعی بر آن داشتند که بُعد مردمی تئاتر را دوباره احیا کنند. این گروه‌ها مجددا از المان‌های مثل حاجی بازاری، ظرفیت‌های لهجه‌ اصفهانی، موقعیت‌های تیپیکال ایرانی و… استفاده کردند تا آن گونه‌ «تئاتر اصفهانیزه» را جاری سازند. اما یک عنصر کم بود…

در گذشته، رضا ارحام‌صدر بازیگر محوری تئاتر در اصفهان بود. نویسنده بر اساس توانایی و تسلط او به کلام و موقعیت، نمایش‌نامه را می‌نوشت، کارگردان بر اساس قابلیت‌های او میزانسن می‌داد، بازیگران همگی پاس نهایی را برای ارحام می‌فرستادند تا او وارد دروازه کند. حالا نیز به شخصی نیاز بود که شخصیتی نزدیک به آن کیفیات هنری و فرهنگی ارحام داشته باشد. حسن اکلیلی، علاوه بر تسلط بر کلام و زبان بدن، به‌سبب شباهت ظاهری و صوتی به ارحام‌صدر، توانست به چهره‌ اصلی تئاتر مردمی اصفهان در سال‌های پس از انقلاب تبدیل شود و همچنین جامعه نیز او را پذیرفت و از این مجرا محبوبیت زیادی در اصفهان (و بعدا به‌سبب فعالیت‌های تلویزیونی، در ایران) کسب کرد.

در خلال این جریان، چهره‌های دیگری نیز در تئاتر مردمی اصفهان پا به عرصه‌ ظهور گذاشتند که جنبه‌ فکاهی و سرگرمی‌سازی در آثارشان پررنگ‌تر بود. از قدرت‌الله ایزدی (آقا رشید) می‌توان به‌عنوان نماینده‌ این جریان نام برد.

گذشت و گذشت و هر چه روزگار و زمانه جلوتر آمد، نگاه جامعه و خانواده‌ها به ‌هنر و خصوصا هنر نمایش دچار تحول شد. آن نگاه خصمانه و پرکین که در گذشته نسبت به اهالی تئاتر وجود داشت، همراه‌تر و همدل‌تر شد. خانواده‌ها که روزگاری فرزندانشان را حتی از هم‌صحبت شدن با اهالی نمایش و هنرپیشه‌ها برحذر می‌داشتند، حالا خودشان با میل و رغبت فرزندان‌شان را در کلاس‌های آموزشی ثبت‌نام می‌کنند. در مراکز علمی-آموزشی هر ساله دانشجویان زیادی به‌ جهت تحصیل در رشته‌های مرتبط با هنرهای نمایشی نام‌نویسی کرده و مشغول تحصیل هستند. سالن‌ها و پلاتو‌هایی در سطح شهرها فعال هست (البته جا دارد که بسیار بیشتر و مجهزتر شوند). در سال تعداد زیادی نمایش در کل ایران بر روی صحنه می‌رود و بعضا با استقبال گسترده‌ای هم روبه‌رو می‌شوند.

هنر نمایش در همه‌ی این ‌سال‌ها اوج و فرودهایی داشته و گاه حتی تا مرز تعطیلی و رکود مطلق نیز پیش‌رفته، اما همواره دغدغه‌مندان و عاشقانی در این حوزه بوده‌اند که با همت و پشت‌کار خود مانع از خاموشی این شمع لرزان و رقصان شده‌اند. گرچه گاه بی‌مهری‌ها و کم‌لطفی‌هایی به این هنر و فعالانش شده، اما بلندنظری‌ها و احساس مسئولیت هنرمندان و پژوهش‌گران هنرهای نمایشی برای ارتقای سطح سلیقه و فرهنگ عمومی، نگذاشته است که این رود خروشان به مرداب منحرف شود.

باشد که این سلسله نوشتار را آیندگان با ذکر شکوفایی‌ها و درخشندگی هنر تئاتر در اصفهان و ایران تکمیل کنند.

منابع این مجموعه نوشتار:

– کتاب «زندگی در تماشاخانه‌ی اصفهان: گفتگوی زاون قوکاسیان با رضا ارحام صدر»، نشر نهفت.

– کتاب «تاریخ تئاتر اصفهان» اثر دکتر پرویز ممنون، انتشارات توسعه هنرهای معاصر.

– کتاب «تاریخ تئاتر اصفهان با نگاهی به‌زندگی رضا ارحام‌صدر» اثر ناصر کوشان، نشر افراز.

– مقاله «تاریخ هفتاد ساله تئاتر اصفهان» از مهدی ممیزان، مجله چیستا، سال بیست و چهارم، شماره 1(پیاپی 231).

– مقاله «اصفهان پایتخت تئاتر ایران» از محمدرضا فرهمند، مجله آزما، شماره 89، مرداد 1391.

– مستند «شکر پاره» اثر غلامرضا مهیمن

– مستند «خنده در تاریکی» اثر مژگان خالقی

– گفت‌وگوی نگارنده با هوشنگ بشارت.

– گفت‌وگوی نگارنده با خسرو ثقفیان.

پایان.

مطالب مرتبط