یکی از پاسخهایی که بعد از طرح پرسش «معنی زندگی چیست؟» به دست ویل دورانت رسید، از جینا لومبروسو، نویسنده و اندیشمند بود؛ نامهای به این شرح:
«مسئلهای که از من پرسیدید، مرا مثل هر انسان دیگر نگران کرده است. جواب صادقانهای که موفق شدم به خودم بدهم این است که دلیل واقعی وجود، عشق است؛ عشقی که ما را به دیگران، به زندهها، و به آنها که از میان ما رفتند، و به آیندگان گره میزند.
خوب به خاطر دارم که وقتی دختربچه بودم، فکر میکردم زندگیام برای همیشه به زندگی پدرم گره خورده، فکر میکردم فقط برای کمک به او به دنیا آمده بودم و مجبورم با او ناپدید شوم. پس از مرگ او همانجور به همسرم، و به بچههایم گره خورده بودم.
فکر میکنم دلیل اولیه زندگی، عشق است؛ عشق به خانواده، شناختهشدهتر و سهلتر است.
وقتی تجربههایی در زندگی داشتم، دلیل زندگیام این بود که این تجربهها را طوری ترکیب و تنظیم کنم که تا حد امکان کسان بیشتری از آن بهره ببرند.
در هر دو مورد، این عشق است که کسی را به دیگری گره میزند. به نظر من دلیل زندگی همین است و عشق به خانواده مقدم بر همه چیز است (من زن هستم!)؛ نیز، عشق به همه آن کسانی که شباهتهایی با ما دارند و تجربههای یکسانی از سر گذراندهاند.»
سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی واحد اصفهان، میکوشد با انتشار سلسله مطالب خوب خوانی، مخاطبان را برای «مراقبت از خود» یاری کند.
دومین کتابی که بخشهای آن، با این برچسب در شبکههای اجتماعی سازمان به نشانی studentcity.isf@ به مرور منتشر میشود، کتاب «درباره معنی زندگی» از ویل دورانت است که توسط نشر پارسه با ترجمه شهابالدین عباسی منتشر شده و بخشی از فصل پایانی آن را خواندید.
پ.ن: تصویر این مطلب توسط ساره تجلی ثبت و در خبرگزاری ایسنا منتشر شده است.



