2 خرداد 1405

حرکت بر لبه‌ تیغ

2 خرداد 1405

سمیرا قاسمی

یادداشت از حمیدرضا حیدری‌صفت، دبیر کانون اصفهان‌شناسی و مشاهیر قوس: با افول روزگارِ مجد و سرفرازی و آغاز دوران محنت و هرج و مرج و همچنین عدم درک صحیح ارکان دیوانیِ مملکت از انواعِ هنرها و به‌خصوص هنرِ نمایش، این هنر نیز تابع شرایط زمانه، رکود و رخوتی تاریخی را تجربه می‌کرد و جامعه‌ای که از غم و حرمان به‌تنگ آمده بود، به‌دنبال مفری برای تنفس زندگی می‌گشت، تشنه‌ی شادی و سرگرمی بود و در جست‌وجوی مجالی برای بروز خود، نگذاشت این شعله‌ لرزان و رقصان رو به‌خاموشی گذارد و با گسترش تعزیه، نقالی، پرده‌خوانی و برخی نمایش‌هایی که در مجالس و عروسی‌ها برگزار می‌شد، سعی بر حفظ این گنجینه داشت.

با افزایش مراودات و سفرهای ایرانیان به سایر ممالک و دول خارجی و خصوصاً کشورهای اروپایی در دوران قاجاریه و آشنایی با انواع تحولات و صنایع بدیع که در فرنگ پدید آمده و مورد استفاده و استقبال مردم و واقع‌ می‌شد، این نسیمِ تجدد فرهنگی-اجتماعی به داخل مرزهای ایران نیز سرایت کرد؛ از نوعِ پوشاک و آکسسوار منازل گرفته تا اندیشه‌ها و سلایق و عقاید، همگی با یک دگرگونی تاریخی مواجه شده بودند.

سپهرِ فکری ایرانیان در حال و مجبور به‌پوست‌اندازی بود. با گسترش صنعت چاپ و چاپ‌خانه‌ها، ترجمه و انتشار کتب با موضوعات گوناگون و البته ورود روزنامه‌هایی که در خارج از مرزهای ایران چاپ می‌شد، این روند تسریع پیدا می‌کرد.

اما جوِّ چیره بر جامعه‌ آن زمان ایران، چون سدی محکم در برابر این دگرگونی‌ها قرار داشت….طبیعی‌ست که هنر تئاتر نیز که با مقاومت‌هایی از سمت جامعه‌ مواجه بود، بستر شکوفایی مناسبی نیابد. ولی ارامنه‌ ساکنِ ایران به‌سبب قرابت فرهنگی با اروپائیان و آشنایی با تئاتر مدرن، طلایه‌دارِ جریان «تئاترِ نوین» (که بر اساس روش‌های مدون و کلاسیک درام‌پردازی در اروپا تدوین شده است) در ایران شدند.

نمایش‌نامه‌هایی به‌زبان ارمنی در مدارس و اماکن فرهنگی که مخصوص ارامنه بود، روی صحنه می‌رفت و چون تقیدات دیگران را برای اجرای روی صحنه‌ی نمایش  نداشتند، بالطبع از فراغت خاطر و آزادیِ بیشتری برای برگزاری برنامه‌های نمایشی برخوردار بودند، به‌همین خاطر فکر و تلاش مضاعفی را صرف بهبود کیفیت جنبه‌های فنی و اجرایی کار قرار می‌دادند و در نتیجه پیش‌رفتِ قابل ملاحظه‌ای در فعالیت‌هایشان مشهود بود.

بعضاً این‌ گروه‌های ارامنه به‌تدوین و تنظیم برخی از داستان‌ها و انواعِ نمایش‌های ایرانی نیز همت گماردند تا از این رو، هم تنوعی به‌کارِ خود افزون کنند و هم گستره‌ مخاطبان خود را وسعت بخشند. برای مثال، شخصی به‌نام هاراتون هوردانانیان که از ارامنه‌ جلفای اصفهان بود در سال ۱۸۸۸ (۶۷-۱۲۶۶شمسی) یک نمایش روحوضی به‌نام «حاج عبدالنبی» را به‌فرم نمایش‌نامه‌ کلاسیک نگارش کرده و به‌اجرا درآورد. این یکی از اولین اقدامات در راستای مکتوب کردن حرفه‌ایِ یکی از انواع نمایش سنتیِ رایج در ایران بود.

در اصفهان، تئاتر ارامنه در جلفا سیرِ رو به رشد خود را ادامه داد تا جایی‌که مخاطبانش دیگر صرفاً از ارامنه نبودند و مسلمانان و مردم اصفهان نیز به تماشای آثار نمایشی در جلفا می‌آمدند. این‌گونه شد که رفته‌رفته نمایش‌ها به زبان فارسی (توسط همان گروه‌های ارامنه) هم روی صحنه می‌رفت.

حالا که تئاتر داشت به‌عنوان یکی از انواعِ هنرها که می‌تواند درونیات و تمنّاهای انسان‌را به‌تصویر بکشد و یک برش از زندگی بشر را پیش چشمِ خودش قرار دهد و در قالبی اصولی و تدوین‌یافته ارائه گردد، اماکن مختلفی در سطح شهر اصفهان میزبانِ این برنامه‌ها شده بود و این‌چنین تمرکز پایگاه‌های تئاتر از جلفا به‌سایر نقاط شهر تسرّی یافت.

 تئاتر تونی (واقع در چهارباغ، روبه‌روی مدرسه‌ چهارباغ حوالی سال‌های ۹۶-۱۲۹۵ شمسی) یکی از نخستین اقدامات در اصفهان، پس از جریان تئاتر در جلفا بود که در راستای توسعه‌ هنرهای نمایشی به مدد «شرکت علمیه» برپا گشت.

در شرکت علمیه روشن‌فکران اصفهانی، مخصوصاً جوانان شرکت داشتند. مرامِ این شرکت، آموزش مجانی بزرگ‌سالان تاسیس تئاتر، تاسیس قرائت‌خانه و از این دست امور فرهنگی بود. از اولین برنامه‌هایی که در سالن تئاتر تونی اجرا شد، نمایش‌های پانتومیم بود که معمولاً محوریت آن‌ها بر نشان دادن تفاوت‌ها بین آموزش و پرورشِ نوین با مکتب‌خانه‌های قدیم و یا فوائد بهداشت و… قرار داشت.

جوانانی که علاقمند به‌هنر نمایش بودند، از این فرصت و این مکان، که از معدود مراکز اجرای نمایش به مفهوم مدرن در اصفهان بود، استفاده کرده و دست به آزمون و خطا و تجربه‌اندوزی می‌زدند. اندک‌اندک گروه‌هایی در حال پیدایش و رشد بودند که در این راستا با هم رقابت می‌کردند.

هر کدام برای پیشی گرفتن از دیگری دست به طرفندها و روش‌هایی تازه می‌زدند تا کاری بهتر و گیراتر ارائه دهند؛ یکی به گریم‌ها خاص می‌پرداخت، دیگری بُعد موزیکال برنامه را گسترش می‌داد، آن دیگر از نوعی گویش خاص مدد می‌جست و… .اما بحرانِ مکان، چه برای تمرین گروه‌ها و چه اجرا، داشت به معضلی مهم تبدیل می‌شد.

از دیگر اماکن اجرای برنامه‌های تئاتر در اصفهان، سالن هتل جهان (واقع در چهارباغ عباسی) بود.

هتل جهان از مدرن‌ترین هتل‌های آن زمانِ اصفهان بود و چهره‌هایی شاخص در آن رفت و آمد داشته و قرارها و ملاقات‌های مهم در آن‌جا برگزار می‌شد. این هتل به‌نوعی به «گراند هتلِ» اصفهان شناخته می‌شد. سالنی در این هتل وجود داشت که مناسب برای اجرای تئاتر بود و همین‌طور که محبوبیت هنر تئاتر رو به‌فزونی می‌رفت، سالن هتل جهان نیز به‌عنوان یکی از مراکز اجرای تئاتر در اصفهان معرفی شد. شهرت این مکان با اجرای چند نمایش‌نامه از آثار میرزاده‌ عشقی، با حضور خودش، همه‌گیر و نگاه‌ها عموما به‌سمت این محل جلب شد.

اما، چه هتل جهان و چه سالن تونی، هیچ‌کدام برای برگزاری برنامه‌های تئاتر ایجاد نشده بودند و کاربری‌های دیگری داشتند که حالا «تئاتر» هم جزئی از آن‌ها شده بود. این بود که برنامه‌های هنری به‌صورت پیوسته و منسجم در این مراکز پی‌گیری نشد و ادامه نیافت.

پس از مدتی نبض تئاتر در این دو سالن از حرکت ایستاد. تئاتر ارامنه هم از آن روزگار درخشش خود در حال فاصله گرفتن بود. برخی از بازیگران به سنین کهولت رسیده بودند، برخی به شهر‌ها یا ممالکی دیگر مهاجرت کرده بودند و نسلِ جدیدِ روی کار آمده، اگر چه به حفظ و نگه‌داری میراث هنری پیشینیان می‌پرداخت اما به‌سبب گسترش روابط و توسعه‌ شهری و لزوم آمیختگی با سایر گروه‌ها، دسته‌ها و طبقات اجتماعی، آن اصالت و منش حرفه‌ای نسبت به روزگاران گذشته در امر هنرهای نمایشی در حال رنگ‌باختن بود.

آیا کارنامه‌ تئاتر اصفهان قرار است همین‌جا به‌پایان برسد؟

آیا این اوج و فرودِ پرشتاب زنگِ خطرِ پایانِ مسیر است یا بانگِ جرسِ فرداهایی روشن‌تر؟…

این یادداشت‌ها، ادامه دارد…

مطالب مرتبط