بیشتر مردم بر این باورند که آدمهای بسیار موفق سه نقطه اشتراک دارند: انگیزه، توانایی و فرصت. پس اگر میخواهیم موفق شویم به ترکیبی از سختکوشی و استعداد و بخت نیاز داریم. اما جزء چهارمی هم هست که اغلب نادیده گرفته میشود:
نحوه نگاه و تعامل ما با انسانهای دیگر.
هر بار با فرد دیگری در زمینه کاری تعامل میکنیم، این انتخاب پیش روی ماست:
آیا تلاش میکنیم تا جایی که از دستمان برمیآید باری بر دوش او بیندازیم و چیزی (اطلاعات، امکانات و…) از او بگیریم یا او را صرف انسان بودنش ارزشمند میدانیم و تا جای ممکن، بیچشمداشت به پیشبرد کارش کمک میکنیم؟
آدام گرنت، در کسوت روانشناس سازمانی و استاد دانشکده وارتون دانشگاه پنسیلوانیا، با همین پرسش، 10 سال از زندگی خود را در سازمانهای بزرگ جهان گذرانده و به دو گروه از افرادی رسیده که در انتهای یک طیف، درست نقطه مقابل هم قرار دارند: گیرندهها و بخشندهها.
گیرندهها مشخصه متمایزی دارند: بیشتر از اینکه دست بده داشته باشند، دست بگیر دارند. رابطه متقابل را مدام به نفع خودشان تغییر میدهند، منافع خود را مقدم بر نیاز دیگران میدانند. معقتدند طبیعت جهان، جنگلی مملو از رقابت است؛ پس اگر نخوری، خورده میشوی. آنها انسانهایی جانی نیستند، فقط زیاده از حد هوای خودشان را دارند؛ بیاعتنا به دردسری که ممکن است در این میانه برای دیگری ایجاد کنند.
بخشندهها در محیطهای کاری گونه کمیابی هستند. آنها کفه رابطه متقابل را به نفع فرد مقابل، سنگین میکنند و ترجیح میدهند بیشتر ببخشند تا بگیرند. برخلاف گیرندهها که منتظرند ببینند دیگران چه چیزی به آنها عرضه میکنند، بخشندهها به این توجه دارند که دیگران از آنها چه میخواهند؛ این اولویتها به پول ربطی ندارد، بلکه به نگرش همه ما در قبال سایر انسانها مرتبط است. اگر بخشنده باشید، به سادگی تلاش میکنید سخاوتمندانه زمان، انرژی، دانش، مهارت، ایده و روابطتان را با دیگران به اشتراک بگذارید.

بنا بر پژوهشی به سرپرستی مارگارت کلارک، استاد روانشناسی دانشگاه ییل، بیشتر افراد در رابطه با نزدیکان خود مانند بخشندهها رفتار میکنند اما در محل کار، بده بستان پیچیدهتر میشود؛ آنجا که همه غریبهاند، عده زیادی سبک حسابگری را در پیش میگیرند؛ راهی میانه بین بخشنده و گیرنده بودن و پیروی از قاعده «این به آن در» برای تمام امور مثبت و منفی.
در کتاب «ببخش و بگیر» میخوانیم که بخشیدن، گرفتن و حسابگری سه سبک اساسی در تعامل اجتماعی ست با مرزهایی تغییر پذیر در برخورد با موقعیتها و انسانهای متفاوت.
و درمییابیم که طبق شواهد، بخشندهها در مقایسه با گیرندهها 14 درصد پول کمتری میگیرند، دو برابر بیشتر در معرض خطر سوءاستفادهاند، 22 درصد کمتر از دیگران انسانی قدرتمند و مسلط به حساب میآیند اما در بلند مدت، به گواه دادهها، بهترین عملکرد متعلق به بخشندههاست و ابتدا و انتهای نردبان موفقیت، همانها ایستادهاند؛ در عالم منظم و مبتنی بر عدل هستی، زرنگ بازی، هیچوقت جواب نبوده و نیست.
سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی واحد اصفهان، میکوشد با انتشار سلسله مطالب «کار خوانی»، مخاطبان خود را در مسیر رسیدن به شناخت بهتر خود، برای رسیدن به رضایت شغلی یاری کند. یادداشتهای پیشین، با هشتگ کارـخوانی در شبکههای اجتماعی این سازمان به نشانی studentcity.isf@ قابل دسترسی است و یادداشتهای آتی نیز، به معرفی کتاب «ببخش و بگیر» اختصاص خواهد داشت؛ تا ما به سه شیوه زندگی در حیات فردی و اجتماعی خود، نگاه دقیقتری داشته باشیم: بخشندگی، گیرندگی و حسابگری.



