روز ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران به شمار میرود. آنچه در این روز در شهرهای قم، تهران، ورامین، مشهد، شیراز و دیگر مناطق کشور رخ داد، یک قیام مردمی خودجوش بود که گرچه در نهایت با سرکوب خونین رژیم پادشاهی مواجه شد، اما نقطه آغاز نهضت اسلامی و زمینه ساز انقلاب ۱۳۵۷ محسوب میشود.
یادداشت از: سید حبیب الله وکیلزاده، کارشناس ارشد تاریخ- برای درک عمیق دلایل قیام 15 خرداد، باید به چند ماه پیش از آن بازگشت. ۲۱ دی ۱۳۴۱، محمدرضا پهلوی در کنگره ملی کشاورزان تهران از بستهای از اصلاحات اقتصادی و اجتماعی به نام «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و مردم» رونمایی کرد. این اصلاحات شامل شش محور اصلی بود: اصلاحات ارضی و الغای نظام ارباب و رعیتی، ملی کردن جنگلها و مراتع، فروش سهام کارخانههای دولتی برای تأمین مالی اصلاحات ارضی، سهیم کردن کارگران در سود کارخانهها، اصلاح قانون انتخابات و ایجاد سپاه دانش. محمدرضا پهلوی در ۶ بهمن ۱۳۴۱ برای این اصول ششگانه همهپرسی برگزار کرد و مدعی شد 403 هزار رأی موافق در مقابل تنها ۴۱۱۵ رأی مخالف کسب شده است. اما آنچه دستگاه حاکم آن را «انقلابی سفید و مسالمتآمیز» مینامید، از دیدگاه طیفهای گوناگون جامعه، بهویژه روحانیت، اقدامی خطرناک و دینزدا ارزیابی شد.

چالش قانونی و برخورد فیزیکی
پیش از انقلاب سفید و در مهر ۱۳۴۱، دولت لایحه «انجمنهای ایالتی و ولایتی» را به تصویب رسانده بود. در این لایحه شرط «مسلمان بودن» از شرایط انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان حذف و متن سوگند نیز تغییر یافته بود. حوزه علمیه قم به رهبری آیات عظام بروجردی، گلپایگانی، نجفی مرعشی و امام خمینی(ره) به شدت به این مصوبه اعتراض کردند. سرانجام فشار روحانیت نتیجه داد و دولت در ۱۳ آذر ۱۳۴۱ مجبور به عقب نشینی از اصلاحیه شد، اما واقعه هولناک حمله به مدرسه فیضیه قم در دوم فروردین ۱۳۴۲ از سوی مأموران رژیم که طی آن طلاب بیپناه به شدت کتک خوردند و عدهای دستگیر شدند، جامعه مذهبی را شوکه کرد. به گزارش اسناد، برای طلاب جوان دفترچهای به نام «بایگانی تاریخ» صادر شد و چماق و باتوم در فیضیه به صدا درآمد.
عاشورای خونین در فیضیه
با آغاز ماه محرم سال ۱۳۸۳ هجری قمری در اردیبهشت ۱۳۴۲، هیئتهای عزاداری و منابر مساجد به یک رسانه اعتراضی برای ستمدیدگان تبدیل شد. امام خمینی (ره) در ۲۸ اردیبهشت طی پیامی از وعاظ و روحانیون خواستند تا از تریبون محرم علیه ظلم و نفوذ بیگانگان قیام کنند. اوج این آمادهسازیها، سخنرانی تاریخی ایشان در عصر روز عاشورا (۱۳ خرداد ۱۳۴۲) در مدرسه فیضیه بود. ایشان در حضور هزاران نفر، در کمال صراحت، رژیم حاکم را محکوم کردند، رفراندوم انقلاب سفید را «رفراندم غلط و مفتضح» خواندند و با اشاره به حملات شبانه مأموران به مدرسه فیضیه و کتک زدن طلاب، فریاد زدند: «شما ای آقای علم، وزیران خائن و وابسته، بدانید که این تعلیمات سابق، این کتکها، این زندانها برای از بین بردن اسلام است». امام(ره) در این سخنرانی شاه را به ستمگری و همکاری با اسرائیل متهم کرده و اعلام داشت که سیاستهای رژیم در خدمت منافع قدرتهای بیگانه است.
دستگیری رهبر و جوشش خیابانها
دو روز بعد، بامداد روز ۱۵ خرداد، دهها کماندو، چترباز و سرباز گارد سلطنتی منزل امام خمینی را در قم محاصره کردند و ایشان را بازداشت کردند. خبر دستگیری ایشان به سرعت در میان بازاریان و مردم عادی پیچید. در حالی که خبر کشته شدن چند تن از مردم نیز افزوده شد، خشم و حرارت نهفته در جامعه روز به روز افزایش مییافت. در قم و تهران، مردم به خیابانها ریخته، خواستار آزادی رهبر خود شدند و علیه رژیم شعار دادند. بازار تهران و بسیاری از بازارهای شهرستانها تعطیل شد. رژیم برای مقابله با این اعتراضات از شدیدترین روشهای سرکوب استفاده کرد. نیروهای گارد و ارتش با تانک و مسلسل وارد میدان شدند و در میدانهای بهارستان و ژاله و خیابانهای اطراف آن، آتش سنگینی را بر روی مردم بیسلاح گشودند.
آمار شهدا، روایتهای متفاوت
درباره تلفات این واقعه، آمارهای متفاوتی منتشر شده است. رژیم پهلوی تعداد کشتهشدگان رسمی را ۸۶ نفر و زخمیها را ۱۵۰ تا ۱۹۳ نفر اعلام کرد. منابع دیگر رقم بسیار بالاتری را ذکر کردهاند. آنچه مسلم است، عوامل امنیتی تعداد قابل توجهی از جوانان معترض را در شهرهای مختلف به شهادت رساندند.
بازتاب جهانی و پیامدهای فوری
واکنشها و تحلیلهای جهانی، عمق این رویداد تاریخی را نشان میدهد. در آن سال، که جهان در گیرودار جنگ سرد بین دو بلوک شرق و غرب بود، هر دو جناح، قیام ۱۵ خرداد را خطری برای منافع خود تشخیص دادند. لوموند پاریس علت اصلی این انفجار عمومی را ناشی از بیعدالتی، بحران اقتصادی شدید، فساد گسترده در دستگاه حکومتی و اصلاحات از پیش طراحی شده آمریکایی قلمداد کرد. منابع معاصر معتقدند که با سرکوب این قیام، فضای سیاسی کاملاً به نفع رژیم تغییر کرد و روحیه آزادیخواهی در میان بسیاری از نیروهای سیاسی سرکوب شد. از سوی دیگر، همان سرکوب نقش دامنهای برای جدیتر شدن مبارزات مسلحانه و سازمانیافته در سالهای بعدی ایفا کرد.
میراث قیام؛ از شهادت تا پیروزی
اما مهمترین دستاورد قیام ۱۵ خرداد، دگرگونی در آگاهی سیاسی مردم و ساختار مبارزات بود. پیش از آن، بسیاری از احزاب و گروهها خواستار اصلاحات و تغییر در درون نظام بودند، اما خونی که از شهدای 15 خرداد ریخته شد نشان داد که مبارزه برای حق و عدالت، تنها با سرنگونی کامل نظام ستمشاهی به نتیجه خواهد رسید. پس از این قیام بود که امام خمینی (ره) بهعنوان یک رهبر انقلابی در سطح ملی مطرح شدند و حوزههای علمیه و روحانیت را به قدرت اصلی مبارزه با استبداد تبدیل کردند. همچنین در این مقطع بود که تفکیک دین از سیاست که سالها توسط رژیم ترویج شده بود، برای همیشه در اذهان کنار رفت و نسل جوان به این نتیجه رسید که مبارزه بر اساس ارزشهای دینی و هدایت روحانیت، نه تنها جوابگو است، بلکه میتواند مسیر آینده را نیز ترسیم کند.
اگرچه رخداد ۱۵ خرداد در ظاهر با کشتار مردم و زندانی شدن امام خمینی(ره) و تبعید ایشان در آبان ۱۳۴۳ به ترکیه پایان یافت، اما این حادثه در حقیقت نقطهای بیبازگشت در تاریخ معاصر ایران بود. این واقعه هشدار جدی بود به رژیمی که تاب تحمل یک اعتراض مسالمتآمیز را نداشت و همین شکنندگی و زورگویی، پایههای سستی بود که پانزده سال بعد منجر به فروپاشی کاخهای سلطنتی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی ایران شد. در سایه این قیام عاشورایی، قیام ۱۵ خرداد به عنوان سرآغاز قیام اصلی در سال ۱۳۵۷ به یادگار مانده است.



