یادداشت از: سید حبیبالله وکیلزاده، کارشناس ارشد تاریخ-در میانه بهار دلانگیز تقویم هجری، نسیمی وزیدن میگیرد که بوی گلاب و عطر رضوی را از کوچهپسکوچههای مدینه، تا صحن و سرای مشهدالرضا به ارمغان میآورد. دههای که مزه ناب زندگی را نه در تجملات، که در سجایای اخلاقی جستجو میکند. دهه کرامت؛ 10 روز نورانی است که با ولادت بانوی صبر و سخاوت، حضرت فاطمه معصومه(س) آغاز میشود و در طلوع خورشید هشتم ولایت، علی بن موسی الرضا (ع) به کمال میرسد.
دهه کرامت یک بازه زمانی صرف نیست، یک جغرافیای روحانی است. جغرافیایی که در آن، شهرِ «قم» با گنبد زرینش، دست در دست «مشهد» میگذارد تا معنای حقیقی یک «پناه» بودن را به ما بیاموزد. این دهه، تجلیگاه نوری است که از دامان پاک یک بانو شروع میشود تا جهان را به ضیافت مهربانی برادری دعوت کند که لقبش «شمس الشموس» است. این فاصله 10 روزه میان خواهر و برادر، گواهی بر این حقیقت است که کرامت انسانی، هنگامی شکوفا میشود که عطوفت زنانه و صلابت مردانه، در مسیر هدایت هممسیر شوند.

چه تعبیر رسایی است واژه «کرامت». کرامت یعنی بزرگواری بیمنت، یعنی بخشش بدون چشمداشت، یعنی آنکه میتواند بد کند، ولی خوبی میکند. ما در این ایام، ولادت دو انسان کامل را جشن میگیریم که نه تنها در کلام، که در رفتار، معلم کرامت بودند. حضرت معصومه(س) که زیارتش همسنگ بهشت خوانده شده، نه به خاطر نسبت خانوادگی، که به پاس مقامِ فهمیدن و رسیدن بود. مقامی که در غربت مدینه و بیابانهای ساوه شکوفا شد تا به ما بیاموزد «مهاجرت» برای حقیقت، والاترین عبادت است.
در نقطه اوج این دهه، ایستادهایم مقابل حرمی که ضریحش، قرنهاست بوسهگاه دلهای شکسته و دستهای نیازمند است. امام رضا(ع)، نه تنها قبله هشتم، که قبله دلدادگی و عقلانیت است. میراث ماندگار او برای ما ایرانیان، «گفتمان» است. او بود که در مناظرات مامون عباسی، تیغ تیز منطق را جایگزین شمشیر کرد و به ما نشان داد که تحمیل عقیده، نشانه ضعف حقیقت است.
امروز که ایران عزیزمان در سایه پرچم سبز رضوی آرمیده است، دهه کرامت دیگر تنها یک مراسم آیینی نیست؛ یک جنبش اجتماعی و اخلاقی است. «جشنهای زیر سایه خورشید»، حضور کاروانهای خدام در میان اقشار آسیبپذیر و دردمند، همگی تفسیر امروزی همان کرامت علوی و رضوی است. به ما یادآوری میکند که کرامت، تنها به گنبد طلا و کاشیهای فیروزهای نیست؛ کرامت یعنی وقتی کارگری خسته از سرِ کار برمیگردد، فرزندش را در آغوش بگیرد. یعنی وقتی بیماری دردمند است، پرستاری بیمنت بالای سرش بیدار بماند. یعنی قهر کنیم ولی زودتر آشتی کنیم. این است تجلی آن مکتب.
اینک در زلال این دهه، بیاییم دلهایمان را از غبار روزمرگی بشوییم. بیاییم هر کدام، در حد توان، «امام رضایی» زندگی کنیم؛ نه با حرف، که با عمل. با مهربانیهای کوچک، با لبخندی به غریبهای، با گذشتی از خطایی. دهه کرامت یعنی باور کنیم که نور، همیشه از شکافها میتابد، کافی است درِ قلبهایمان را به روی خورشید باز کنیم.



