31 اردیبهشت 1405

برگزاری آیین شاهنامه‌خوانی در جهاددانشگاهی اصفهان

نویسنده: سید حبیب الله وکیل زاده

26 اردیبهشت 1405

این مراسم روز چهارشنبه، ۲۳ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ با حضور جمعی از اعضا در کتابفروشی جهاددانشگاهی واحد اصفهان برگزار شد. در این برنامه که با هدف پاسداشت گنجینه گرانسنگ زبان پارسی و ترویج فرهنگ کهن ایران‌زمین تدارک دیده شده بود، استاد محمد کراچیان به شاهنامه‌خوانی پرداخت.

اجرای پراحساس استاد کراچیان از ابیات حماسی و غنایی شاهنامه فردوسی، فضایی معنوی و ملی به مراسم بخشید و حاضران را با فصاحت و زیبایی‌های زبان فارسی بیش از پیش آشنا ساخت.

در ادامه این برنامه دکتر ریحانه واعظ شهرستانی، شاعر و پژوهشگر ادبی به تحلیل داستان هفت‌خوان رستم پرداخت و آن را الگویی عملی برای تاب‌آوری و ایستادگی انسان معاصر در برابر دشواری‌ها دانست.

شاهنامه؛ شناسنامه ملی و گنجینه نمادها

واعظ شهرستانی با اشاره به جایگاه رفیع شاهنامه فردوسی گفت: همه ما به این شناسنامه ملی مدیون هستیم. شاهنامه در بهترین وجه سبک شعر، یعنی سبک خراسانی سروده شده که روشنی، کوتاهی و استواری از ویژگی‌های آن است.

وی افزود: جدا از زبان ساده و قابل فهم، شاهنامه لایه‌های عمیق‌تر معنایی نیز دارد. زبان نمادین و اسطوره‌ای آن، ما را به بخش‌های تاریک تاریخ و در سطح فردی، به ناخودآگاه ناشناخته خودمان می‌برد.

این پژوهشگر ادبی اسطوره‌ها را داستان‌های افسانه‌ای دیرین برای پاسخ به معماهای آفرینش دانست و تصریح کرد: اسطوره‌ها نمادهای تکرارشونده‌ای هستند که در بین تمامی انسان‌ها در سراسر جهان مشترک‌اند و بیانگر ارزش‌ها، عواطف و افکار نوع بشرند.

رستم؛ عصاره تمام دلیران ایرانی

واعظ شهرستانی با توصیف رستم به عنوان پهلوان پهلوانان و چکیده تمام صفاتی که در قهرمانان بزرگ وجود دارد، خاطرنشان کرد: داستان‌های اسطوره‌ای از جدال نمادهای خیر و شر خلق می‌شوند. ادبیات حماسی نیز هنگامی پا به عرصه می‌گذارد که تقابل این نیروها از سطح ایده عبور می‌کند و در جهان واقعی قابل رؤیت می‌شود.

وی با تأکید بر اینکه رستم، عصاره تمام دلیرانی است که برای این مرز و بوم جنگیده‌اند، اظهار کرد: آموزه‌ای که داستان هفت‌خوان شاهنامه برای انسان امروزی دارد، تاب‌آوردن، ایستادگی و دلیری در شرایط سخت است.

این شاعر افزود: از آنجایی که هفت، عدد مقدسی است، در ادبیات عرفانی نیز داستان‌هایی با لزوم گذر از هفت وادی برای رسیدن به حق روایت می‌شود. رستم باید در تمام این هفت مرحله به‌تنهایی با دیوها بجنگد و از جانب سیمرغ افسانه‌ای کمکی دریافت نکند تا در انتها به قهرمانی کامل تبدیل شود.

واعظ شهرستانی در ادامه به روایت خلاصه‌ای از داستان هفت‌خوان پرداخت و توضیح داد: رامشگری به دربار کیکاووس وارد می‌شود و از سرزمین مازندران تعریف و تمجید می‌کند. کیکاووس که پادشاهی سبک‌سر است، بر خلاف رأی بزرگان و مشاورانش قصد حمله به مازندران (سرزمین دیوان) را می‌کند. دیو بزرگ، آن منطقه را در تاریکی فرو می‌برد، نور وجود کیکاووس و یارانش را می‌گیرد و آنها نابینا می‌شوند. به این ترتیب، فره پادشاهی از کیکاووس خارج و به بدن دیو وارد می‌شود. زال که پهلوان بزرگی است، از خطای کیکاووس چشم می‌پوشد و به رستم مأموریت می‌دهد که کیکاووس را از چنگ دیو سپید نجات دهد.

واعظ شهرستانی گفت: رستم در آغاز سفرش، گورخری را کباب می‌کند، می‌خورد و به خوابی خوش فرومی‌رود. شیری وارد دشت می‌شود و قصد حمله به رستم را می‌کند. رخش (اسب رستم) با او مبارزه می‌کند و او را از پای درمی‌آورد. مبارزه با شیر، نمایانگر مبارزه انسان با موانع طبیعی در سراسر تاریخ است.

وی افزود: بیابان، نماد تنهایی است و گرسنگی و تشنگی هم عامل فشارهای مضاعف. در اینجا اهریمن، همان نیروهای درونی انسان است که گاه به صورت صفات ناپسند انسانی بروز می‌کند؛ خشم، شهوت، آز، غفلت و… دیوان این مرحله‌اند. نهایتاً رستم به چشمه‌ای آب می‌رسد. آب، نیروی حیات است؛ مردن از کالبدی و به دنیا آمدن در کالبدی دیگر.

این پژوهشگر ادبی بیان کرد: این بار هنگامی که رستم در خواب است، اژدهایی حمله می‌کند. سه بار این اتفاق تکرار می‌شود و سرانجام رستم اژدها را می‌بیند و از پای درمی‌آورد.

واعظ شهرستانی تصریح کرد: رستم به دشتی می‌رسد. در کنار نهری، بزم و سفره گسترده‌ای همراه نوشیدنی‌ها و نوازندگان می‌بیند. به محض اینکه نام ایزد را بر زبان جاری می‌کند، جادوگر پیکرگردانی می‌شود و از زنی زیبا به شکل عجوزه‌ای بدشکل درمی‌آید. رستم او را با کمند خود در دام می‌اندازد و به دو نیم می‌کند. شناخت فریب‌ها از حقایق، یکی از مبارزات دائمی نوع بشر است.

وی ادامه داد: دشت‌بانی با چوب به پای رستم می‌زند تا او را از دشت بیرون کند. رستم عصبانی می‌شود، گوش‌هایش را می‌برد و کف دستش می‌گذارد. رستم با اولاد (رئیس دشت‌بان) می‌جنگد، اما به جای کشتن، با او معامله می‌کند. در این مرحله می‌بینیم که قهرمانی همیشه به قدرت بدنی نیست؛ گاه باید از راهبردهای نظامی بهره برد.

این شاعر افزود: «رستم با همراهی اولاد، جای کیکاووس را که در تاریکی شدیدی فرو رفته بود پیدا می‌کند، مکان اختفای دیو سپید را از او می‌پرسد و با ارژنگ‌دیو در دل مازندران به نبرد می‌پردازد. به این ترتیب بر ظلم و بی‌خردی چیره می‌شود.»

واعظ شهرستانی در پایان گفت: رستم در غار با دیو سپید مواجه می‌شود که بدنی کاملاً سیاه با موهایی سپیدرنگ دارد. قهرمان داستان در حالت خواب سراغ دیو نمی‌رود؛ با نعره‌ای او را بیدار می‌کند، از پای درمی‌آورد، جگرش را خارج می‌کند و به اولاد می‌دهد که برای کیکاووس ببرد. کیکاووس خوناب جگر را در چشم خود می‌ریزد و بینایی‌اش را دوباره به دست می‌آورد. با برگشتن نور (فره ایزدی) به کیکاووس، بصیرت و دانایی به او نیز بازمی‌گردد و از خودسری و نابخردی رها می‌شود.

این پژوهشگر ادبی در جمع‌بندی سخنان خود با اشاره به تحلیل‌های گوناگون از داستان‌های اسطوره‌ای اظهار کرد: از فروید گرفته تا یونگ، لکان و دیگر نظریه‌پردازان، تحلیل‌های مختلفی از اسطوره‌ها وجود دارد. با این حال، در هر عصر و زمانه‌ای، می‌توانیم این نمادها را تحلیل کنیم، در زندگی خود به کار ببریم و سفر قهرمانی‌مان در دنیا را به تکامل برسانیم.

در ادامه این برنامه فرهنگی، قطعاتی از موسیقی سنتی ایران اجرا شد که با استقبال اعضای جهاددانشگاهی روبه‌رو شد. این رویداد فرهنگی در راستای برنامه‌های مستمر معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی اصفهان برای ترویج مطالعه و نشر آثار فاخر ادبی برگزار می‌شود.

خبرهای مرتبط

نشانی: خیابان هزارجریب، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، خیابان اندیش، بعد از تالار سبز، جهاددانشگاهی واحد اصفهان