یادداشت از شقایق نصیری پژوهشگر جهاددانشگاهی اصفهان: هشتم نوامبر، روز جهانی شهرسازی، در حکم یادآوری حیاتی است که شهرها، با رشد فزاینده و پیچیدگی روزافزون، دیگر نمیتوانند با رویکردهای سنتی و بخشینگرانه اداره شوند. این روز، فرصتی برای تأکید بر گذار از سیستمهای ایستا و مجزا به سوی مدیریت و برنامهریزی شهری یکپارچه است.

این پارادایم که در سال ۱۹۴۹ توسط پروفسور کارلوس ماریا دلاپائولرا مطرح شد، هدف اصلیاش ارتقای آگاهی عمومی و تخصصی نسبت به ضرورت برنامهریزی برای خلق یک نظام همافزا و هماهنگ است. در جهان امروز که مسائل شهری (نظیر مسکن، حمل و نقل، محیط زیست و اقتصاد) عمیقاً در یکدیگر تنیده شدهاند، شهرسازی به مثابه پل ارتباطی میان آرمانهای توسعه پایدار و واقعیتهای کالبدی، نقشی محوری ایفا میکند و شهر را به مثابه یک سیستم زنده، پویا و درهم تنیده میبیند.
یکپارچگی در شهرسازی، لایههای مختلفی را در بر میگیرد که تحقق آنها مستلزم هماهنگی در سطوح پژوهشی، سیاستگذاری و اجرایی است. در بعد عملکردی، برنامهریزان موظفند تا برنامههای جامع شهری را تدوین کنند و به جای تمرکز بر تکبخشیها، هدف مشترک بهرهوری اقتصادی، عدالت اجتماعی و حفاظت از محیط زیست را دنبال کند. برای مثال، برنامهریزی حمل و نقل عمومی باید با سیاستهای کاربری زمین، تأمین مسکن و توسعه زیرساختها همسو باشد. این رویکرد تضمین میکند که شهرها نه تنها برای زندگی امروز، بلکه برای مواجهه با چالشهای آتی چون تغییرات اقلیمی، تابآور و پایدار بمانند.
بزرگترین چالش در این زمینه، یکپارچگی نهادی و حکمرانی است. در بسیاری از کشورها، تعدد کنشگران و توزیع متفرق قدرت میان نهادهای ذیربط (مانند شهرداریها، سازمانهای خدماترسان و نهادهای بالادستی) مانع از اجرای یکپارچه طرحها میشود. یکپارچگی نهادی، نیازمند بازنگری در قوانین و مقررات شهری به منظور توزیع مجدد قدرت و ایجاد بسترهای قانونی و فرهنگی برای همکاری اجباری میان تمام ذینفعان است. پژوهشها باید بر آسیبشناسی این نظام قدرت و ارائه مدلهای بومی مدیریت یکپارچه شهری متناسب با ساختار سیاسی و اقتصادی ایران تمرکز کنند.
علاوه بر این، در عصر شهرهای هوشمند، یکپارچگی اطلاعات و فناوری حیاتی است. مدیریت یکپارچه مستلزم وجود یک سامانه جامع و هوشمند شهرسازی است که دادههای ناهمگن (شامل اطلاعات فنی، مالی، اجتماعی و محیطی) را یکپارچه سازد. این زیرساخت دانشی، نه تنها موجب شفافیت فرایندها و کاهش فساد میشود، بلکه مدیران و متخصصان را قادر میسازد تا با دسترسی به تصویری کلنگر و بههنگام از وضعیت شهر، بهترین تصمیمات را در راستای توسعه پایدار و تأمین عدالت فضایی اتخاذ کنند. معاونتهای پژوهشی میتوانند با پیشبرد تحقیقات در حوزه سیستمهای اطلاعات جغرافیایی (GIS) و فناوریهای سنجش از دور، به عنوان ابزارهای کلیدی یکپارچهسازی، این هدف را محقق سازند.
در نهایت، روز جهانی شهرسازی، فراخوانی است برای پایان دادن به بخشینگری و حرکت به سمت فراگیری و کلنگری. یکپارچهسازی در برنامهریزی شهری نه یک گزینه، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر برای رویارویی خردمندانه با چالشهای جهانی است. آینده شهرها در گرو این است که فعالان و متخصصان، شهر را همچون یک ارگانیسم واحد ببینند و از طریق پژوهشهای عمیق، نوآورانه و کاربردی، مسیر را برای ساختن محیطهای ایمن، سالم و عادلانه برای همگان هموار سازند.



