پاییز سال 1930، ویل دورانت، نویسنده کتاب «تاریخ تمدن» سرگرم جمع کردن برگها بود و حسی از نشاط و سرزندگی داشت تا اینکه مرد خوشپوشی به او نزدیک شد و با صدایی آرام گفت قصد دارد خودش را بکشد، مگر اینکه فیلسوف، بتواند دلیل معتبری برای او بیاورد که این کار را نکند.
دورانت که فرصتی برای پرداخت فلسفی به این موضوع نداشت، نهایت تلاشش را کرد تا دلیلی به آن مرد بدهد؛ خودش میگوید: «پیشنهاد کردم کاری برای خودش دست و پا کند ولی او یکی داشت، گفتم غذای خوبی بخورد ولی گرسنه نبود، معلوم بود که دلیلهای من روی او اثری نگذاشته و نمیدانم چه بر سرش آمد. در همان سال، چند نامه با همین مضمون دریافت کردم و بعدها متوجه آمار بالای خودکشی شدم، پس آیا عجیب است که پرسش جاودان فلسفه این باشد که معنی زندگی چیست؟ و آیا سوالی مهمتر از این میتواند وجود داشته باشد؟»
او نشست و نامهای نوشت؛ نامهای که در طرح پرسشها فلسفی بود و طنینی شاعرانه داشت. نامه را برای 100 نفر فرستاد و از آنها دعوت کرد نه تنها به پرسش بنیادی معنی زندگی جواب بدهند، بلکه بگویند خودشان به طور عینی و خاص در زندگی چگونه معنی، هدف و رضایتمندی یافتهاند؟ سرچشمه الهام و انرژیشان چیست؟ از کجا تسلّی خاطر و شادمانی مییابند و دست آخر گنجشان در کجا نهفته است؟
مطمئنا دورانت امید داشت پاسخهایی که از آن چهرههای پرفروغ دریافت میکند، چیزی در خودشان داشته باشند تا به پرسش آن بیگانه خوشپوش پاسخی درخور بدهد و پاسخها، پیش از آن که تاریک و اندوهبار باشند، شوقانگیز و مثبت بودند؛ همراه با بصیرتهایی شخصی در این زمینه که چگونه باید زندگی را معنیدارتر کرد.
گاندی، جواهر لعل نهرو، جرج برنارد شاو، جان کوپر و… از جمله این پاسخدهندگان بودند و نویسنده کتاب تاریخ تمدن میگوید از بین آنها پاسخ بیرد، پوئیس و موروئا را بیش از همه دوست داشته.
دورانت، با افزودن پاسخ خودش به این پاسخها، نام کتاب را «درباره معنی زندگی» گذاشت و سال 1932 آن را منتشر کرد؛ کتابی که خواننده در لابهلای نگرشهای گوناگون افراد، به رغم تفاوتشان، متوجه رشتهای ثابت میشود که از وجه مشترکی در میان انسانها پرده برمیدارد.
این نگرشها به ابر اوهام و آرزوهای بیاساس نیاویخته و در عین حال، مشفقانه و واقعبینانه و جدیست. کتاب «درباره معنی زندگی» بر موضوع مهمی نور می افشاند و امیدی نو ارزانی میکند و پاسخی روحیهبخش به این پرسش بزرگ میدهد که به راستی: «معنی زندگی چیست؟»
سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی واحد اصفهان، میکوشد با انتشار سلسله مطالب «خوب خوانی» مخاطبان خود را برای «مراقبت از خود» یاری کند.
دومین کتابی که بخشهای آن، با این برچسب در شبکههای اجتماعی سازمان به نشانی studentcity.isf@ به مرور منتشر میشود، کتاب «درباره معنی زندگی» از ویل دورانت است که توسط نشر پارسه با ترجمه شهابالدین عباسی منتشر شده و مقدمه آن را به قلم جان لیتل خواندید.
پ.ن: تصویر این مطلب توسط سعید فراشیان ثبت و در خبرگزاری ایسنا منتشر شده است.



