14 شهریور 1405

گوش دادن به بدن

11 فروردین 1405

سمیرا قاسمی

یک سوال ساده از خودت بپرس: «آیا تا به حال بعد از یک روز پر از اضطراب گردنت درد گرفته؟» یا «وقتی خبر بدی شنیدی معده‌ات فروریخته؟» این‌ها تصادفی نیستند، بدن تو دارد حرف می‌زند.
در شرایط جنگ و بحران مزمن، این حرف زدن بدن بلندتر، مداوم‌تر و گاهی گیج‌کننده‌تر می‌شود. دردهایی که دکتر علتی برایشان پیدا نمی‌کند. خستگی‌ای که با خواب برطرف نمی‌شود. تنشی که انگار در عضلاتت خانه کرده. این فصل درباره همین‌ دردهاست.

بدن، آرشیو خاموش تروما

تروما در بدن ذخیره می‌شود. این نه استعاره، بلکه واقعیت عصب‌شناختی‌ست. روان و بدن دو موجودیت جداگانه نیستند. هر آنچه در روان پردازش نمی‌شود، راهی برای بروز از طریق بدن پیدا می‌کند.
تصور کن ذهنت مثل یک میز کار است. وقتی اتفاق ترس‌ناکی می‌افتد یک پرونده روی میز می‌آید. اگر این پرونده پردازش شود، بایگانی می‌شود اما اگر نشود؟ بدن آن را برمی‌دارد و در خودش نگه می‌دارد. در عضلات، سیستم عصبی، هورمون‌ها و نحوه تنفس.

مراحلی که بدن در حالت جنگ طی می‌کند:

مرحله اول: هشدار فوری
وقتی خطری احساس می‌شود، بدن بلافاصله واکنش نشان می‌دهد و وارد حالت جنگ یا گریز می‌شود. سیستم عصبی سمپاتیک فعال می‌شود. این واکنش در اصل برای بقا طراحی شده، قلب تندتر می‌زند، عضلات آماده می‌شوند، تنفس سریع‌تر می‌شود؛ همه‌چیز برای یک هدف: زنده ماندن.
در یک بحران کوتاه، این سیستم کار می‌کند و بعد آرام می‌گیرد اما در جنگ، بحران تمام نمی‌شود.

مرحله دوم: هشدار بی‌پایان
استرس مزمن زمانی شکل می‌گیرد که عامل فشار، پایدار باشد یا تهدید احساس شده به پایان نرسد. در این حالت، سیستم عصبی در یک وضعیت فعال‌سازی دائمی باقی می‌ماند، بدون آن که فرصت بازگشت به تعادل را داشته باشد. در استرس مزمن بدن پایه آرامش خود را از دست می‌دهد.
مثال: مریم در شهری زندگی می‌کند که هر چند روز یک بار صدای انفجار می‌شنود. حتی در روزهای آرام هم گوشش تیز است. هر صدای بلندی باعث می‌شود قلبش بریزد. شب‌ها نمی‌تواند عمیق بخوابد چون ناخودآگاه منتظر است، بدن او دیگر آرامش پایه ندارد. همیشه در حالت آماده باش است. این آماده‌باش مداوم هزینه دارد.

فهرست صادقانه علائم بدن

تنش مزمن عضلانی:
گردن، شانه‌ها، فک، کمر، عضلاتی که انگار فراموش کرده‌اند چطور شل می‌شوند.
نشانه‌ها: صبح با درد بیدار می‌شوی، فکت را محکم فشار می‌دهی بی‌اینکه بفهمی، شانه‌هایت همیشه بالا هستند.

اختلالات خواب:
مشکلات خواب: مقاومت در برابر خواب، بیداری‌های مکرر. خواب برای بدن در حالت هشدار، خطرناک به نظر می‌رسد چون در خواب کنترل از دست می‌رود.
نشانه‌ها: نمی‌توانی بخوابی حتی وقتی خسته‌ای، نیمه شب بیدار می‌شوی و دوباره خوابت نمی‌برد، خواب می‌بینی اما صبح خسته‌تری.

تغییر در اشتها:
بعضی‌ها در بحران اصلا گرسنه نمی‌شوند. بعضی‌ها نمی‌توانند دست از خوردن بکشند. هر دو نشانه یک چیزند: سیستم تنظیم بدن از حالت تعادل خارج شده.

واکنش‌های جسمی ناخواسته:
تروما بازمی‌گردد، به صورت فلش بک، کابوس، واکنش‌های جسمی ناخواسته یا احساس‌هایی که از هیچ جا برمی‌خیزند.
مثال: علی وقتی صدای بلند ماشین را می‌شنود بدنش می‌لرزد. قبل از اینکه ذهنش بفهمد چه شده، بدنش واکنش نشان داده، این حافظه بدنی است.

بیماری‌های جسمانی بدون علت روشن:
سردردهای مکرر، دردهای گوارشی، مشکلات پوستی، دردهایی که آزمایش‌ها علتی برایشان پیدا نمی‌کنند. این‌ها خیالی نیستند، واقعی‌اند. فقط منشأشان در روان است نه در بافت.

احساس بیرون بودن از بدن:
گاهی انگار از بالا به خودت نگاه می‌کنی، انگار در یک فیلم هستی نه زندگی واقعی. این گسست یکی از واکنش‌های محافظتی بدن است.

بی‌حسی یا حساسیت بیش از حد
یا همه‌چیز را بیش از حد حس می‌کنی (یک لمس ساده دردناک است و صداها آزار دهنده‌اند) یا اصلا چیزی حس نمی‌کنی.

چرا سیستم خطر بدن خراب می‌شود؟

پس از تروما، آستانه واکنش به خطر تغییر می‌کند. محرک‌های کوچک می‌توانند واکنش‌های شدیدی برانگیزند، گویی سیستم خطر بدن دوباره تنظیم شده و دیگر اطمینان ندارد که چه امن است و چه تهدید کننده.

یک تصویر ساده: فکر کن سیستم هشدار خانه‌ات در حالت عادی فقط وقتی دزد می‌آید زنگ می‌زند اما این سیستم اگر آسیب ببیند ممکن است با باد یا هر صدای کوچکی هم زنگ بزند. بدن تروما زده همین طور است. سیستم خطرش حساسیت را از دست داده و دیگر نمی‌تواند به درستی تشخیص بدهد که چه چیزی واقعا خطرناک است. در نتیجه در یک مهمانی آرام هم احساس خطر می‌کند، اخبار می‌خواند و بدنش درست همان حسی را پیدا می‌کند که انگار آن‌جاست و یک بحث ساده، مثل یک تهدید وجودی احساس می‌شود…

سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی واحد اصفهان، می‌کوشد با انتشار سلسله مطالب «خوب خوانی» مخاطبان خود را در شرایطی که کشور درگیر جنگ است، برای «مراقبت از خود»  یاری کند. 
نخستین کتابی که بخش‌های آن، با این برچسب در شبکه‌های اجتماعی سازمان به نشانی studentcity.isf@ به مرور منتشر می‌شود، کتاب «صحنه دوم» از دکتر بهمن امینی، روان‌شناس است که توسط مرکز مشاوره دانشگاه اصفهان منتشر شده و بخشی از فصل چهارم آن را خواندید.

پ.ن: تصویر این مطلب توسط پیمان شاه‌سنایی ثبت و در خبرگزاری ایسنا منتشر شده است.

مطالب مرتبط