در تاریخ ادبیات فارسی، کمتر شاعری را میتوان یافت که هم عصاره عرفان باشد و هم سخنگوی روزگار. مولوی، با زبان عشق و حکایت، میان مقام شاعر و عارف پیوندی بیمثال ساخت. بزرگداشت او نه صرفاً مراسم ادبی که پاسداشت پیامی است که از مرزهای زمان و مکان عبور کرده و امروز نیز همچنان زنده است.
در تقویم رسمی ایران، هشتم مهر هر سال بهعنوان «روز بزرگداشت مولوی» ثبت شده است. این انتخاب به مناسبت اعلام سال ۲۰۰۷ بهعنوان «سال مولوی» توسط یونسکو صورت گرفت و از آن پس این روز برای یادبود زادروز و تأمل در آثار و اندیشه او گرامی داشته میشود. مراسم بزرگداشت مولوی در شهر قونیه ترکیه نیز هر ساله با حضور شمار زیادی از دنبالکنندگان آثار او برگزار میشود و از آنجا که آرامگاه وی در همان شهر واقع است، محلی مقدس برای زیارتگران ادب و عرفان شده است.
نام کامل او «محمد بن محمد بن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده است. وی در ششم ربیعالاول سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ متولد شد. پدرش، بهاءالدین ولد، عالمی نامآور و عارف بود که در خط سلوک و دعوی معنوی جایگاهی برجسته داشت. به دلیل فشارها و تغییرات سیاسی زمانه، خانواده وی مجبور به هجرت شد و پس از سفرهایی، به قونیه آمدند، جایی که مولوی بخش عمده زندگی خویش را در آن گذراند.
مولوی در کنار تربیت معنوی داخل خانه، به تحصیل علوم دینی نیز پرداخت. پس از فوت پدرش، تحت راهنمایی برهانالدین محقق ترمذی به ریاضت معنوی روی آورد. او به شهرهایی چون حلب و دمشق نیز سفر کرد و از مراکز علمی و عرفانی آن زمان بهره جست. یکی از نقاط عطف زندگی مولوی، ارتباط و تأثیر شمس تبریزی بود. شمس که در سال ۶۴۲ هجری قمری وارد زندگی مولوی شد، تحول عمیقی در روح و بیان او ایجاد کرد. ارتباط پیوندی مولوی با شمس، وی را از وادی مناظره و تعلیم به حوزه عشق و بیان رساند. پس از ناپدید شدن شمس، مولوی در جدایی او به شدت درگیر سوگ و سرودهسرایی گردید.
مولوی در روز پنجم جمادیالاخر سال ۶۷۲ هجری قمری، چشم از جهان فروبست. آرامگاه او در قونیه تبدیل به مکانی زیارتی و فرهنگی شده است و تا امروز دوستداران ادب و عرفان از سراسر جهان برای زیارت و الهام گرفتن از روح او به آنجا میروند.
آثار مولوی را میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد: منظوم و منثور. آثار منظوم او شامل مثنوی معنوی، اثر سترگ در شش دفتر که شامل حدود بیست و شش هزار بیت است و از شاهکارهای ادبی جهان محسوب میشود و نیز دیوان شمس که مجموعه غزلیات عاشقانه و عارفانهای است که نشانگر حال و حضور شمس در جان مولوی است، همچنین رباعیات و غزلیات دیگری نیز از او به یادگار مانده است. آثار منثور مولوی نیز در نوع خود اهمیت فراوان دارند: فیه ما فیه شامل گفتارهایی به نثر که اشاره به محاورات، مواعظ و درسهای مولوی دارد، مجالس سبعه مجموعه هفت مجلس کلامی اوست که در قالب موعظه و بیان حکمت بیان شده، و مکاتیب که نامهها و نوشتههایی است که مولوی خطاب به مخاطبان زمان خود نگاشته است.
مولوی، فراتر از یک شاعر کلاسیک، پیامآور انسانی است که عشق، وحدت، خودشناسی و ارتباط با کائنات را در آثار خویش تبیین کرده است. او به زبانی نرم و پرمعنا سخن گفته و از دل انسان به دل انسان سفر کرده است. در نگاه او، همه انسانها شریک حقیقت و همه از یک سرچشمهاند. اندیشههای او نه تنها در مرزهای ایران و اسلام، که در فرهنگ جهانی تأثیرگذار بوده است.
بزرگداشت مولوی بیش از آنکه جلوهای نمایشگاهی باشد، فرصتی برای بازاندیشی در معنا و وظیفه ادبیات و عرفان در عصر ما است. در این روز، محافل ادبی، نشستهای فرهنگی، خوانشهای عمومی و کارگاههای آموزشی برگزار میشود تا نسلهای جوان و دوستداران ادب به کاربرد اندیشه مولوی پی ببرند. در سطح جهانی نیز، اشعار او به زبانهای متعدد ترجمه شدهاند و در محافل متعدد شرق و غرب خوانده میشوند. به گونهای که برخی او را پرفروشترین شاعر ترجمهشده در کشورهای غربی میدانند.
روز بزرگداشت مولوی نه فقط یادبودی برای یک شاعر بزرگ است، بلکه نشانه زنده بودن اندیشهای است که هنوز جهان را به پرسش وادار میکند. هر بیتی از او، هر حکایتی که بازگو میشود، دری است به ساحت درون ما و به فهوم معنا. به پاس این واقعه، امروز مناسب است که با خواندن یکی از آثار او، به تأمل برانگیزیم و در مسیر ادبی و معنوی خود، نشانی از عشق و عرفان او برگزینیم.



