دکتر محمد حسین حیدری در پاسخ به این سوال که از منظر فلسفه تعلیم و تربیت، «کسبوکار» چه نسبتی با «تربیت انسان» دارد، اظهار کرد: فلسفه تعلیم و تربیت یک عنوان بزرگ است و نمیتوان گفت کدام فلسفه تعلیم و تربیت چراکه از هر منظر یا فلسفهای نگاه کنیم شرایط متفاوت است. مثلا اگر به سنت کلاسیک یونان باستان برویم کسب و کار جزءِ حکمت عملی در مقابل حکمت نظری است و به هر حال کسب و کار یکی از زمینههای رشد بشر بوده و تحقق یک مسئولیت پذیری، میانه روی و عدالت است.
وی با بیان اینکه این امر یک هدف اصلی نیست بلکه هدف واسطی است، افزود: هدف اصلی در یونان باستان این است که فرد نسبت به جامعه خود مسئولیت پذیر، میانهرو و عادل باشد و کسب و کار خود میدان گاه خوبی است تا به این سه هدف اصلی(مسئولیت پذیری، میانه روی و عدالت) برسد.
این عضو هیئت علمی گروه علوم تربیتی دانشگاه اصفهان ادامه داد: البته سنتهای جدید هر کدام حکمتی دارند برای مثال در سنت اسلامی کسب و کار حلال و معنا دار، خود زمینهای برای رشد و تهذیب نفس است تا کسب و کار تنها شکل دنیا پرستی و مال اندوزی پیدا نکند و بستری برای خدمت و نگاه به غایت اخروی تبدیل شود. البته در سنتهای دیگر مانند سنت پراگماتیسم کسب و کار یکی از نمونههای تجربه اجتماعی است، تجربهای که فرد با یک مسئله واقعی روبرو میشود، فکر و عمل کرده و نتایج را ارزیابی میکند و از منظر پراگماتیسم کسب و کار تنها یک وسیلهای برای درآمد نیست بلکه شکلی از یادگیری و مردم سالاری و دموکراسی است و در اصل منجر به تقویت هوش اجتماعی میشود. بنابراین در یک جمعبندی میتوان گفت در یک زمان تعلیم و تربیت میتواند نسبتش با فلسفه تعلیم و تربیت یا نسبت زمینهای و میدان گاهی باشد یا ابزار و وسیلهای باشد که فقط نگاه ابزاری به آن داشته باشیم که در کسب و کارهای مدرن و سنتی کسب و کار، خود وسیلهای برای رشد است نه فقط وسیلهای برای کسب درآمد.
حیدری در پاسخ به این سوال آیا کسبوکار را میتوان یک نهاد تربیتی دانست؟ گفت: اگر کسب و کار آگاهانه انتخاب شود و آگاهانه توسط فرد طراحی شود میتواند منجر به کسب تجربه و یک عرصهای برای دنبالهروی فضیلتها و رشد انسانی و پرهیز از رذیلتها باشد. به هر حال کسب و کار به خودی خود میتواند یک نهاد تربیتی باشد، اما نه به شکل کامل چراکه کسب و کار محدودیت هایی دارد و به هر حال غایت آن سود است و هدف اصلی آن شکوفایی انسان نیست بلکه سود است و میتواند منطق بازار بر آن حاکم شود و به سمت کسب و کاری رود که منجر به از خود بیگانگی و ابزار انگاری انسان شود. پس اگر فرد یک خود آگاهی خوبی نسبت به شغلش داشته و یک پایبندی به فضائل اخلاقی داشته باشد کسب و کار میتواند یک نهاد تربیتی هم قلمداد شود.
وی در پاسخ به این سوال که مهمترین پیشفرضهای فلسفی که امروز پشت فرهنگ کسبوکار در ایران وجود دارد، چیست؟ گفت: فرهنگ کسب و کار در ایران یک فرهنگ چند بعدی و چند ضلعی است به طوری که تحت تاثیر آموزههای سنتی و نگاه قدیم ما به کسب و کار به خصوص در 50 سال گذشته بوده است که کاسب حبیب خداست و کسب و کار یک امر الهی است که نشان میدهد هنوز نگاه قدیمی بر بازار کسب و کار حاکم است که این امر بخشی از پیش فرضهای فلسفی است.
مدیر مرکز توسعه صلاحیتهای حرفهای تدریس دانشگاه اصفهان افزود: اما برخی از نگاههای کسب کار نگاه آگاهانه و استارتاپی است که این مهم یک موج در کسب و کار امروزی است. یک موج منفی هم در سیستم کسب و کار امروز رونق گرفته که در اثر تحریمها، فشار اقتصادی و تورم بالا، بیثباتی، رانت خوری و رانت جویی نمیتوان کار زیادی کرد. یک گفتمان هم از چند سال گذشته در مقابل شرایط تحریمی در کسب و کار وجود دارد که ما از آن به عنوان اقتصاد مقاومت یاد میکنیم. همین چند مورد را اگر بررسی کنیم به خوبی وضعیت و فرهنگ امروز کسب و کار را میتوان الگو سازی کرد و میتوان گفت که فرهنگ کسب و کار در ایران از این فاکتورها تبعیت میکند.
حیدری در پاسخ به این پرسش که نظام آموزشی ما تا چه حد مهارتهای لازم برای ورود به کسبوکار را پرورش میدهد؟ گفت: در وهله اول باید این موضوع را بررسی کنیم که این مهارتهای لازم شامل چه مواردی می شود. مهارتهای لازم برای کسب و کار تقسیم بندیهای مختلفی دارد و میتوان آن را به سه دسته تقسیم کرد. یک سری از مهارتها فنی و تخصصی هستند و یک تراشکار خوب اگر بخواهیم تربیت کنیم باید مهارتهای تخصصی را در اختیار آن بگذارد. یک سری از مهارتها، مهارتهای شخصیتی است که به کارآفرینی کمک میکند مانند خلاقیت، حل مسئله، تاب آوری، شبکه سازی و مواردی از این قبیل.
وی ادامه داد: یک سری از مهارتها مهارت نیست و بیشتر باور است مانند باورهای اخلاقی به این معنا که فرد مسئولیت پذیر بوده و وجدان کاری داشته باشد و غش در معامله نکند. معتقدم میزان پرورش آن در نظام آموزشی به ویژه دانش فنی و تخصصی بسیار کم است و تنها در برخی از رشتههای فنی و مهندسی قوی است اما به طور کلی دانش فنی و تخصصی وضعیت خوبی ندارد چراکه سیستم آموزش و پرورش ما بیشتر مبتنی بر نظر است تا مبتنی بر عمل. مهارتهای کارآفرینان مانند حل مسئله، تابآوری و خلاقیت به طور کلی رعایت نمیشود و جز اهداف نیست و معمولا در کتابها بیشتر به شکل شعاری و فقط لفظی گفته میشود و در عمل افراد با فرایندهای حل مسئله و خلاقیت کمتر روبرو میشوند چون سیستم آموزشی ما کنکور محور است و تنها برای آمادگی نظری بیشتر بچهها آماده میشوند تا برای تست زنی.
این عضو هیئت علمی گروه علوم تربیتی دانشگاه اصفهان تصریح کرد: در خصوص مهارتهای اخلاقی شعارهایی میدهیم و در برخی متون درسی مسائلی چون وجدان کاری، مسئولیت پذیری، احترام به حقوق دیگران و کرامت انسانی مطرح شده اما کارایی لازم را ندارد.
حیدری در پاسخ به این سوال که فاصله میان دانش و عمل در تربیت نیروی انسانی کسبوکارها را چگونه ارزیابی میکنید؟ گفت: متاسفانه نظام آموزشی ایران از قدیم یک بیماری مزمنی داشته که بین دانش و عمل در تربیت نیروی انسانی به ویژه برای احراز شغل یک فاصله زیادی وجود دارد و بیشتر هم پیش فرض بازتابهای فلسفی است چراکه نهادهای آموزشی کشور بیشتر نهادهای نظری هستند و در نظام آموزشی ایران یک شکاف عمیق میان نظر و عمل وجود دارد که برخی فکر میکنند ساده انگارانه با افزودن چند واحد درسی کارآفرینی و با اجاره کردن یک کارگاه میتوان این شکاف را پر کرد، اما نیازمند تغییر در پیشفرضهای فلسفی هستیم که باید به سمتی برود که دانش را ترکیبی از یک نظر و عمل بداند نه نظری که میتواند منجر به عمل شود. نظری که منجر به عمل نشود اصلا نباید سنجیده و ارزیابی شود.
وی در همین باره افزود: در سیستمهای ارزشیابی طبق طبقه بندی علوم سوالات ما بیشتر در حوزه دانش و درک و فهم است و معمولا ما به یک اپلیکیشن و کاربرد در آزمونها و نهاد آموزشی خود نمیپردازیم چون در آزمونها معلم خود را مکلف نمیداند که نظر را با عمل عجین کند و طراحان کتب درسی ایده روشنی برای اینکه نظر و عمل را در کتابها ارائه کنند ندارند. و اگر هم این مهم در کتب درسی دیده شده باشد معمولا توسط معلمان نادیده گرفته میشود و همچنان این فاصله نظر و عمل حفظ میشود.
مدیر مرکز توسعه صلاحیتهای حرفهای تدریس دانشگاه اصفهان در پاسخ به این پرسش که آیا آموزشهای دانشگاهی ما به سمت کارآفرینی حرکت کرده یا همچنان کارمند تربیت میکند؟ گفت: خوشبختانه نشانههایی از حرکت به سمت کارآفرینی دیده میشود و اینکه مدام واحدهای درسی یا گرایشهایی در ذیل رشتهها و محتویات دانشگاهی عنوان کارآفرینی دارد و درس سه واحدی به آن اضافه میشود و رشتههایی که کارآفرینی در آن پررنگ هستند زودتر به عنوان رشتههای جدید دانشگاهی تصویب میشود که این امر قابل قبول بوده و خبر خوشی است.
حیدری خاطرنشان کرد: تاسیس مراکز رشد و پارکهای علم و فناوری و رویدادهای استارتاپی در دانشگاهها کم و بیش به چشم میخورد که خود جای امیدواری دارد که در اسناد بالا دستی مانند نقشه جامع علمی کشور و اسناد بالا دستی دیگر تاکیدات خوبی بر کارآفرینی و اشتغال پذیری شده و روز به روز بر تعداد شرکتهای دانش بنیان که زیر مجموعه دانشگاه هستند و در پردیس دانشگاهها مجوز میگیرند اضافه میشود که متاسفانه ساختار برنامه درسی هنوز نظری است و فرهنگ ذهنی که هنوز بر دانشجویان و حتی استادان غالب است این است که شغل دولتی یک شغل پایدار بوده و سازمانهای بزرگ اگر بتوان در آن استخدام شد بهتر از آن است که به کارآفرینی بپردازید.
وی افزود: هنوز پیش فرضهای پنهانی در روح و جسم دانشگاه دمیده شده که تربیت نیروی متخصصی که قابلیت استخدام داشته باشد بیشتر مد نظر است تا نیرویی که قابلیت کارآفرینی داشته باشد. به طور کلی حرکت دانشگاههای ایران به سمت کارآفرینی بیشتر سطحی است که با افزودن چند واحد قصد دارند این کار را انجام دهند، اما روح تحول آفرینی و تغییرات ساختاری که منجر به کارآفرینی شود در آموزش دانشگاههای کشور دیده نمیشود.



