یادداشت از عباس کیانی- کارشناس ارشد طراحی شهری: در بررسی اولیه کمتر به نظر میرسد که شناسایی ذینفعان یک پروژه پیچیدگی و ابهام چندانی داشته باشد. اما دقیقا مصداق یک کلاف سردرگم است. همواره باید جستوجو و گروههای جدید را کشف کرد. در بررسی و شناسایی شبکه ذینفعان مهم است که درهمتنیدگی گروهها در نظر گرفته شود. یک نقش میتواند بین چند نفر یا گروه تقسیم شده باشد. چند نفر آن نقش را داشته باشند و بر تسهیل و یا کندی روند آن اثرگذار باشند. در بافت تاریخی خصوصا در زمینه سرمایهگذاری و یا آزادکردن بناهای تاریخی از چنگال فرسودگی، ذینفعان بسیاری هستند که فرایند را مختل میکنند. از وراث گرفته که مشخصترین و بارزترین گروه ذینفع است تا گروههای دیگری همچون مشاورین املاک. همهوهمه اثرگذار و اثرپذیرند. اما در برخی موارد، گرههایی در کار ایجاد میشود که مشخص نیست منشا آن چیست. در این مواقع، یک توصیه ساده و کلیدی دارم:
به اول راه شناسایی اثرگذاران طرح/ پروژه برگردید. آیا واقعا تمام گروهها را بررسی در نظر گرفتهاید؟ عمیقتر شوید و به دنبال لایههای زیرین و پنهانی باشید. درهمتنیدگی و چندلایه بودن را در نظر بگیرید.

کلیدداران، گره کور کار ما
در تجربه تیم ما، زمان به سرعت در حال سپری شدن بود. هماهنگیهای مالک/ مالکین و تعامل با آنها مدام دچار وقفه میشد. در یکی از موارد، شک کردیم که شاید پای گروه دیگری هم در میان باشد. مسئله از این قرار بود، یا به تعبیری شرح زیسته ما در بافت تاریخی. همانطور که میدانیم اولین گام در بازدید و بررسی بناهای تاریخی، «ورود» است. معمولا به دلایل مختلفی همچون دعواهای فامیلی و وراث یا مسائل دیگری چون مهاجرت مالک، بنا یا مُهر و موم شده است و یا رها شده. هیچ راه نفوذی به آن وجود ندارد و غالبا تصویربرداری ما در ثبت آنها با مشقت همراه است. یا از لای در یا از سوراخ جای قفل و یا با قلاب گرفتن بتوانیم راه نفوذی برای نگاهمان پیدا کنیم. اینجاست که «کلید» اهمیت پیدا میکند. داشتن یک کلید ساده که مجوز ورود ما به خانه تاریخی است. فهمیدن آنکه کلید را چه کسی دارد خود مهمترین قسمت پازل ورود و ارتباط گیری با مالک/ مالکین یک بنای تاریخی است. من این گروه را «کلیدداران» نامگذاری میکنم. گویا جای این مفهوم در ادبیات شهرسازی خالی است. میتوان در هرزمینهای تعبیری متفاوت داشته باشد. مثلا میتوان شهردار را کلیددار اصلی شهر در نظر گرفت، اما در تعمق من در بافت تاریخی کلیددار دقیقا برابر با معنای تحتاللفظی واژه است. کسی که کلید مکانی را دارد. میتواند مالک باشد، نگهبان و یا یکی از بستگان نزدیک. حتی کلیددار میتواند مغازهدار سرکوچه باشد. چراکه آن مغازهدار گونه سنتی پایگاه داده محله است. امین محله و مالکی که دیگر آنجا نیست کلید را به رسم امانت به او میسپارد.
اما مسئله ما از آنجایی شروع شد که یکی دیگر از گروههای ذینفع برای ورود ما به آن خانه تاریخی، بازدید از آن و جستوجو برای سرمایهگذار سنگاندازی میکرد. آن فرد سنگانداز متعلق به گروهی بود که بنابر دلایل مختلفی همچون تخصص و علاقه با بافت تاریخی و این خانهها سروکار داشت. اما برخی از آنها کمی پا را فراتر گذاشته و خود را کلانتر آن محدوده میدانستند. هر تحرکی در محدوده خانههای تاریخی که نزدیک یکی از منارههای اصفهان و یک میدان بود و هرگونه خرید و فروشی باید با اطلاع قبلی و نظارت آنها باشد. بالاخره سهمخواهی، بارزه اصلی گروههای ذینفع در تمام زمینهها و موضوعات است. برای یک بازدید که گویا مالک آن خانه خارج از کشور قرار داشت، بعد از بازدید دوم، آن فرد که در آن نزدیکی یک پروژه را در دست داشت دیگر اجازه ورود به بنا را به ما نداد. در واقع برای هماهنگی با مالک و کسی که کلید خانه را داشت کلی بهانه تراشید و زمان را تلف کرد. سرمایهگذار هم اصرار بر بازدید از خانه داشت. به هر نحوی که بود شماره تماس مالک خانه را پیدا کردیم. تماس گرفتیم اما در دسترس نبود بعدا که از لابلای صحبتهای همان مرمتگر متوجه شدم در خارج از کشور، با خود گفتم در واتسآپ به آن پیامی بدهم. اگر دو تیک خورد پس آنلاین میشود و احتمالا پاسخ خواهد داد. پیامی برای آن گذاشتم با معرفی کامل از خود و هدفمان. کمتر از یک ساعت و با لحنی پذیرا و مشتاق برای احیای خانه تاریخیشان پاسخ داد. در حالی که اگر مبنای عمل ما گفتههای آن فرد بود، تصویری ناملایم از مالک داشتیم.

مالک پاسخ داد، شماره تماس یکی از وابستگان خود را برایم ارسال کرد و گفت: «هر زمان خواستید بروید بازدید، فقط کمی زودتر با شماره تماس بگیرید و هماهنگ کنید تا در را برایتان باز کند.» تمام آن یک هفته بینتیجه و صرف شده برای هماهنگی بازدید از خانه در کمتر از یک ساعت انجام شد. شماره تماس ارسالی شماره «کلیددار» آن خانه تاریخی بود. بی هیچ بهانه و ناملایمتی با ما هماهنگ شد. توانستیم خانه را بازدید کنیم. تمام روایت در او خلاصه شد. تمام مجوزهای ورودمان توسط همان حاجخانمی صادر شد که از قرار معلوم بسیار هم متعامل بود.
این بخشی کوچک از آن پازل ذینفعان بناهای تاریخی در بافت تاریخی است که ما شناسایی کردیم و ما را به سوی مفهومی جدید سوق داد؛ «کلیدداران بافت تاریخی»؛ گروهی که باید اول از همه شناسایی شود و با آنها ارتباط گرفت. چراکه هر گونه ارتباط با افراد دیگر میسر پروژه و طرح شما را به بیراهه خواهد کشاند.



