5 خرداد 1405

نه، این چیزها نباید گم شود

23 اسفند 1404

سمیرا قاسمی

درست خاطرم نیست چه سالی، حس و حال آن را ولی خوب خاطرم هست؛ در یک بهت جمعی فرو رفته بودیم که فرناز کلباسیِ روزنامه‌نگار، در یادداشتی با اشاره به چند چیز کوچک زیبا در زندگی روزمره نوشت: «نه، این چیزها نباید گم شود.»

بعضی جمله‌ها، نورانی‌اند، مثل همین یکی، که باعث شد از همه آن سال، و آن بهت، چیزی یادم نمانده باشد، جز تصویر روشن لانه یک پرنده که کارگران شهرداری اصفهان، شاخه حامل آن را به احترام این موجود زنده در هرس آخر سال، نبریده بودند.

برای سال‌های بعد هم این روزها، این چیزها نباید گم شوند؛

اینکه مجتبی جبروتیان، سرگروه تیم مناظره «هما»، گفته به خواهر کوچک‌ترش یاد داده وقتی صدایِ دورِ انفجار را می‌شنود، توی شیپور بازی‌اش بدمد و چیزی بگوید که صدای خنده اهل خانه، به مصاف صدای جنگنده برود.

اینکه محمدرضا عابدی، معاون آموزشی دانشگاه اصفهان، یک روز بعد از اعلام امکان مجازی شدن کلاس‌ها تا آخر سال، متن اطلاعیه‌اش را نه خشک و سرد و رسمی که برازنده یک روان‌شناس، با این جمله‌ها شروع کرده و به تشویش دوگانه «شرکت کنیم یا نکنیم»، پایان داده:

«بحران ایجاد شده تداوم نخواهد داشت؛ در زندگی معمولی، هر کدام از ما به عنوان قشر تحصیل‌کرده می‌توانیم منبع امنیت برای اعضای خانواده و اطرافیان باشیم؛ بنابراین می‌توان در فضای ناامن بحران، پایگاه امن در خانواده ایجاد کرد. در این مورد پذیرش شرایط (غرغر نکردن، توجه نکردن به افکار منفی، انتقال ندادن ترس و دلهره به دیگران)، همدلی متقابل، درگیر کردن ذهن در فعالیت‌های جذاب مثل شوخی، طنز، مطالعه کتاب‌های موردعلاقه، تماس تلفنی با دوستان و سایر افراد خانواده و کنج‌کاوی در مورد مسائل درسی توصیه می‌شود. با توجه به شرایط ناپایدار اینترنت کشور، کلیه‌ کلاس‌های درسی در تمام مقاطع تحصیلی دانشگاه تا پایان اسفندماه ۱۴۰۴ برگزار نخواهد شد.»

 اینکه توی یک کلیپ، دیده‌ام علی مرادی، کارمند شریف متروی اصفهان، خم شده روی زمین، تا پیکرش، سکوی بیرون آمدن شهروندان از تونل تاریک مترو شود.

اینکه دنیا شاه‌زمانی و سعیده سادات سجادی، دبیران کانون‌های عکس و پادکست، از بعدِ احوال‌پرسی روز اول جنگ، یک روز در میان پیام می‌دهند که بپرسند: «خوبید خانم قاسمی؟» تا معجزه مهرشان، روحم را تازه کند و بنویسم: «خوبم.»

نه، این چیزها نباید گم شود…

مطالب مرتبط