12 شهریور 1405

شکاف نسلی و گفت‌وگوهای ناتمام در اصفهان معاصر

10 شهریور 1405

ریحانه سادات سجادی

یادداشت از زهرا جلالی- دکتری جامعه‌شناسی و پژوهشگر جهاددانشگاهی: اصفهان معاصر، در کنار میراث تاریخی، هنری و مذهبی پررنگ خود، با دگرگونی‌های شتابان فرهنگی و ارتباطی نیز مواجه است. گسترش آموزش عالی، شبکه‌های اجتماعی، تغییر سبک‌های زندگی، تحرکات شغلی و مهاجرت، تجربه زیسته نسل جوان را از بسیاری از الگوهای رایج در میان طبقات سنتی شهر متمایز کرده است. این تفاوت‌ها لزوماً به معنای تعارضی قطعی و حل‌ناشدنی نیستند؛ اما هنگامی که امکان گفت‌وگو و شنیدن متقابل کاهش می‌یابد، به شکل «شکاف نسلی» و گفت‌وگوهای ناتمام خود را نشان می‌دهند.

نسل جوان اصفهانی امروز، در فضای رسانه‌ای گسترده‌تر، با افق‌های متکثر هویتی، شغلی و فرهنگی زندگی می‌کند. برای او مفاهیمی چون انتخاب فردی، استقلال، کیفیت زندگی، مشارکت در تصمیم‌گیری و بازتعریف نقش‌های اجتماعی اهمیت بیشتری یافته است. در مقابل، بخشی از طبقات سنتی شهر همچنان بر ارزش‌هایی مانند تداوم خانوادگی، حفظ منزلت اجتماعی، تعلق محلی، احتیاط فرهنگی و انتقال میراث نسل‌های پیشین تأکید دارند. مسئله اصلی نه وجود این دو دستگاه ارزشی، بلکه ناتوانی در ایجاد زبانی مشترک میان آن‌هاست؛ زبانی که بتواند تفاوت‌ها را به رسمیت بشناسد، بدون آن‌که به حذف یا بی‌اعتبارسازی دیگری بینجامد.

از منظر پیر بوردیو (Pierre Bourdieu)، تفاوت میان نسل‌ها را می‌توان در قالب مفهوم سرمایه فرهنگی و عادت‌واره تحلیل کرد. عادت‌واره‌ها مجموعه‌ای از گرایش‌ها، سلیقه‌ها و شیوه‌های ادراک جهان‌اند که افراد در خانواده، مدرسه، محله و محیط اجتماعی می‌آموزند. نسل‌های قدیمی‌تر اصفهان در زمینه‌ای اجتماعی شکل گرفته‌اند که در آن پیوندهای خویشاوندی، محله‌ای و سنت‌های فرهنگی نقش پررنگی داشته است؛ در حالیکه نسل جدید، سرمایه فرهنگی خود را علاوه بر خانواده و محیط محلی، از دانشگاه، رسانه‌های دیجیتال و ارتباط با جهان‌های اجتماعی متنوع‌تر دریافت می‌کند. بنابراین، اختلاف بر سر سبک پوشش، اوقات فراغت، انتخاب رشته و شغل، ازدواج، زبان گفت‌وگو و حتی شیوه استفاده از فناوری، صرفاً اختلاف سلیقه نیست؛ بلکه بازتاب تفاوت در تجربه‌های اجتماعی و منابع سرمایه فرهنگی است.

در این میان، گفت‌وگوهای ناتمام زمانی پدید می‌آیند که هر نسل، دیگری را تنها با معیارهای خود داوری کند. جوانان ممکن است سنت را معادل محدودیت و مقاومت در برابر تغییر ببینند و نسل‌های پیشین نیز نوگرایی را با گسست از ریشه‌ها یکی بگیرند. چنین تقابلی، فرصت فهم متقابل را از میان می‌برد و سرمایه اجتماعی شهر را فرسوده می‌کند. اصفهان برای حفظ پویایی فرهنگی خود، نیازمند تبدیل تفاوت نسل‌ها از یک مسئله تهدیدآمیز به فرصتی برای یادگیری و بازسازی پیوندهای اجتماعی است.

مطالب مرتبط