محمد علی بصیری در گفتوگو با خبرنگار معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی واحد اصفهان درباره امنیت دانش بنیان، اظهار کرد: درباره اصطلاحلات و مفاهیم کلان در بحث سیاست و حکومت یک بحث توسعه پایدار و یکی امنیت پایدار و صلح پایدار را داریم که این موارد به شکل حلقههای مکمل به یکدیگر وصل است به این صورت که اگر شما امنیت پایدار نداشته باشید نمیتوانید به توسعه پایدار و به تبع آن صلح پایدار برسید. امنیت پایدار این است که شما بتوانید به یک ثبات پایدار و همه جانبه در کشور دست یابید.
وی با طرح این پرسش که ثبات باید در چه حوزههایی رخ دهد؟ گفت: ثبات باید در حوزههای اقتصاد، فرهنگ، مسائل اجتماعی، علمی و صنعتی و پژوهشی رخ دهد. اگر هرمی بگذاریم که در راس آن صلح و رفاه پایدار باشد پایین تر از آن توسعه پایدار و امنیت پایدار میشود و پایین ترین قاعده آن ثبات است که پایه آن بر روی مسائل اقتصادی، صنعتی، علم و فناوری و فرهنگ متمرکز است.
این استاد علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه اصفهان ادامه داد: مقوله امنیت دانش بنیان در قاعده این هرم معنا پیدا میکند که اگر کشوری دارای صلح و رفاه پایدار مانند ژاپن است قبل از آن مسیر توسعه پایدار را به شکل اصولی طی کرده است و قبلتر از آن امنیت پایدار و قبل تر ثبات را تجربه کردهاند که پایههای این ثبات در مقوله دانش بنیانها میگنجد و این موارد به شکل یک هرم به یکدیگر متصل است. ایران هم یکی از این کشورها است که صلح و رفاه به این معنی است که اکثریت جامعه از لحاظ لایههایی که در صلح داریم مانند لایههای فردی، خانوادگی، شغلی، اجتماعی و اقتصادی و ارتباطی در حد قابل قبولی از آن برخوردار باشد. اینگونه نباشد که یک طبقه در رفاه مطلق و اکثریت از رفاه برخوردار نباشند.
بصیری به مقوله توسعه پایدار اشاره و تصریح کرد: توسعه پایدار این است که برنامههای توسعه جنبههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به گونهای طراحی شده باشد که سیستم برنامه بلند مدتی داشته باشد که از نظر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی سال به سال در مسیر پیشرفت باشد و پایدار بودن این توسعه مشروط به این است که انسان و محیط زیست، نسل فعلی و آینده همه از آن بهره ببرند. اگر شما توسعهای داشته باشید که همه موارد به شکل همه جانبه در آن دیده شده باشد و انسانِ امروز در رفاه باشد، اما نسلهای بعد توسعه و امکاناتی نداشته باشند و به فقر و کمبود سوق داده شوند این توسعه ناپایدار خواهد شد.
وی ادامه داد: در بُعد دیگر اگر ابعاد سیاسی و اقتصادی در این مسیر دیده شده باشد و نسلهای آتی نیز از آن بهره مند شوند، درست عمل شده است، اما اگر محیط زیست و منابع نابود شود و مشکل آب و خاک و هوای ناسالم رخ دهد و رابطه بین انسان و محیط زیست مخرب باشد، نمیتوان به آن توسعه پایدار گفت. چند لایه بودن و رابطه درست میان انسان و طبیعت باید باشد تا به صلح و رفاه پایدار دست یابیم.
این استاد علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه اصفهان گفت: حلقه قبل از توسعه پایدار امنیت پایدار است تا بتوانیم به امنیت دانش بنیان برسیم. امنیت پایدار فقط به این نیست که یک کشور بهترین موشکها و تسلیحات نظامی را داشته باشد که البته این موارد هم لازم است، اما از آن مهمتر قدرت نرم است که شامل حکومتی مردم سالار است و سیستم آموزشی کشور به روز باشد و نوع فرهنگی که در آن برنامهریزی میکنید بتواند پاسخگویی به ابهامات و سوالات را مدیریت کند.
قدرتِ هوشمند، حاصل استفاده درست از قدرت سخت و قدرت نرم
بصیری افزود: سیستم باید برنامههای آموزشی مختلف داشته باشد و بتواند نیروی توانمند تربیت کند و برای تمام حوزههای کشور این نیروهای توانمند پرورش داده شوند. باید به آخرین علوم و فناوری دسترسی داشته باشیم و آن را به بومیسازی سوق دهیم. این موارد شاخصهای قدرت نرم است و موارد نظامی شامل شاخصهای قدرت سخت میشود. وقتی این قدرت سخت و نرم همزمان باشد شما میتوانید امنیت پایدار داشته باشید و هیچ شکنندگی نداشته باشید. اگر یکی از این موارد تنها تامین شود از نظر داخلی هر کشوری ناپایدار میشود. استفاده درست از قدرت سخت و قدرت نرم منتج به قدرت هوشمند میشود. کشورهایی که دچار هجوم نیستند و تهدید خارجی سراغ آنان نمیرود در واقع امنیت پایداری دارند که توازن بین قدرت سخت و قدرت نرم برقرار و استفاده درست از آن به قدرت هوشمند میانجامد.
وی یادآور شد: لایه پایینتر، بحثِ ثبات است و این سوال مطرح است که ثبات چگونه برنامهریزی میشود؟ ثبات به این معنا است که شما برای تمام اجزای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور تلاشتان بر این باشد که علم و دانش را به تدریج بومی سازی و محلی کنید. اگر علم و تخصص را بخواهید عاریه بگیرید و وارد کنید و برنامهای برای آن نداشته باشید پایه ساختمان شما دچار بی ثباتی دائم است. اگر بومی سازی علوم و فنون و مهارتها نباشد یک برجِ متزلزل خواهید داشت که هر لحظه یک درگیری میتواند این برج را بریزد. عمده کشورهای خاورمیانه و آسیای غربی که دچار بیثباتی داخلی و خارجی و درگیر جنگهای هزینهبر هستند و ثبات پایهای آنها روی دانشهای بنیادین و بومی طراحی نشده است.
این عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان افزود: برای مثال سوریه بعد از 13 سال مقاومت حکومت مرکزی آن فروپاشید چون بومی سازی و پشتوانه امنیت پایدار در علوم و قدرت سخت و نرم آن عاریهای و وارداتی بود. این دولت تحت شورش داخلی و حملات خارجی ساقط شد. لیبی و عراق هم، چنین وضعیتی داشتند. تفاوت ایران اسلامی با این کشورها در این است که اگر ایران در این چند دهه تحریم و سه جنگ تحمیلی دوام آورد و آن گونه که ترامپ و نتانیاهو توصیف میکردند که راهبرد چمنزنی را در ایران مانند ونزوئلا پیاده میکنیم، اما نتوانستند در ایران پیاده کنند چراکه جمهوری اسلامی در سه دهه اخیر انقلاب خود را بومی سازی کرد و با سرمایهگذاری در دانشگاهها و تربیت کادر در علوم پژوهشی و شهرکهای علمی و تحقیقاتی و شرکتهای دانش بنیان تلاش کرد کشور را به یک خود کفایی و استقلال برساند که آن سه طبقه رو را نگه دارد و امنیت پایدار، صلح و رفاه پایدار را محقق کند.
بصیری گفت: علت اینکه ایران اسلامی در دو جنگ 12 و 40 روزه شکست نخورد و حیرت کارشناسان خارجی را برانگیخته به دلیل رابطه امنیت دانش بنیان و توسعه پایدار مبتنی بر این دانش و صلح و رفاه بوده است. البته ایران تا رسیدن به نقطه آرمانی فاصله دارد، اما گام بومی سازی دانش و خودکفایی در بسیاری از عرصهها را در سه دهه قبل برداشته است. آمریکاییها محاسباتی داشتند که با این حملات نظامی و فشار تحریمها حکومت ایران در عرض یک هفته دچار فروپاشی میشود که این هدف به علت دلایلی که ذکر شد محقق نشد.
وی بیان کرد: ترامپ به هیچ یک از اهداف هستهای، موشکی و … خود در قبال ایران نرسید چراکه ایران این مواردِ سلسلهای را بومی سازی کرد و آمریکا متوجه شد که ترورِ سران هیچ فایدهای ندارد و سعی کرد به توان بومیسازی ایران مانند مراکز تحقیقاتی و دانش بنیان و انستیتو پاستور حمله کند تا قدرت ایران را ضعیف کند. این تواناییهای ایران که بر پایه قدرت سخت و نرم استوار است و این ظرفیتها ایران را سرپا نگه داشته است و در هر جنگی که ضربه میخورد بلافاصله خود را ترمیم میکند. البته بحث فرهنگ، تمدن و اصالت ایرانیان را نیز باید به این قدرت اضافه کنیم و این چینش بومی باعث ایجاد ثبات در نظام اسلامی شده است.
این استاد علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه اصفهان خاطرنشان کرد: اگر این جنگ تکرار نشود و به صلح و توافق منجر شود ناشی از همین توانمندی بومیسازی ایران در دانشهای مختلف و داشتن قدرت نرم و سخت است. در جنگ ایران و عراق بازنده اصلی عراق بود و محاسبات اشتباه صدام در تسخیر یک هفتهای ایران سبب شکست دشمن شد. آمریکا و رژیم صهیونیستی در آرزوی فروپاشی ایران و تجزیه کشور هستند که به دلیل دانش و قدرت بومی ایران نتوانستند این اهداف شوم را محقق کنند. هدف بعدی آنان روی کار آوردن رژیم دست نشانده و گرفتن قدرت هستهای ایران است. سپس برنامه موشکی و گروههای مقاومت از دیگر اهداف آنان است که محقق نشده است.
بصیری افزود: قدرت فرهنگی، تمدنی و ایستادگی ایرانیان در برابر تجاوز خارجی مثال زدنی است که در تاریخ به خوبی این روحیه بزرگ تمدنی را دیدهایم. در جنگ اخیر ساختار هوشمندانه ایران اسلامی مانع از تحقق اهداف دشمن شد و دولتمردان ایران نیز باید هوشیار باشند و محاسبات درستی از شرایط داشته باشند.



