دکتر حامد سیارخلج ضمن اشاره به هدف اصلی این نشستها یعنی «یافتن معنای زیستن در دنیای پرشتاب و پیچیده امروز»، گفت: کتاب «جان کاگ» بیش از آنکه یک اثر صرفاً نظری باشد، تلاشی عملی برای زنده کردن اندیشههای ویلیام جیمز در متن زندگی روزمره ماست.
وی با تأکید بر این نکته که خود ویلیام جیمز سالها با بحرانهای روحی دست و پنجه نرم کرده و حتی تا آستانه خودکشی پیش رفته است، افزود: جیمز از دل رنج خودش به این پرسش بنیادی رسید که آیا زندگی ارزش زیستن دارد؟ پاسخ او روشن است: بستگی دارد به اینکه چه رابطهای با زندگی برقرار کنیم.
این پژوهشگر و جامعه شناس به ساختار شش فصل کتاب اشاره کرد و گفت: جان کاگ در هر فصل، مسیری سه گانه را دنبال میکند، ابتدا تکهای از زندگی پرتنش جیمز را روایت میکند، سپس نظریه فلسفی یا روانشناختی او را توضیح میدهد و در نهایت نشان میدهد که چگونه میتوان از آن اندیشه برای نجات خودمان در این زمانه پرهیاهو استفاده کرد.
سیارخلج، مفهوم «جبرگرایی و یأس» را نخستین گام کتاب دانست و توضیح داد: جیمز به ما میگوید برخلاف نگاههای جبرگرایانه علمی و مذهبی، ما میتوانیم با پذیرش یک ایده نجاتبخش، از احساس کنترل نداشتن بیرون بیاییم و دوباره خالق زندگی خودمان شویم.
وی همچنین به نقد جیمز از «بیماری موفقیت» اشاره کرد و گفت: جیمز هشدار میدهد که جامعه دچار توهمی شده، مردم روح و خوشبختی واقعیشان را میدهند تا به موفقیتهای ظاهری برسند. این همان نقطهای است که آدم گم میشود.
این جامعه شناس در بخش دیگری از سخنان خود به مفهوم «آزادی و شجاعت» در اندیشه جیمز پرداخت و با استناد به جمله معروف «کاری را که میتوانی انجام دهی، آغازش کن. جسارت در خودش نبوغ، قدرت و جادو دارد»، تأکید کرد: آزادی از نگاه جیمز یعنی همین جسارت آغاز کردن. نه منتظر ماندن تا شرایط عوض شود.
سیارخلج با اشاره به فصل پایانی کتاب با عنوان «حیرت و امید» خاطرنشان کرد: ارزش زندگی به خود ما بستگی دارد. جیمز میگوید گاهی خردمندانهترین کار این است که برخی تنشهای بیفایده را نادیده بگیریم و آگاهانه انتخاب کنیم و روی چه چیزهایی تمرکز کنیم. این همان هنر زیستن است.



