27 مهر 1405

تأثیر استفاده از داده‌های مکانی در پیشگیری و کاهش جزایر حرارتی شهری

31 شهریور 1405

ریحانه سادات سجادی

یادداشت از شقایق نصیری- پژوهشگر جهاددانشگاهی واحد اصفهان: رشد سریع شهرنشینی، افزایش تراکم ساخت‌وساز و گسترش سطوح مصنوع و نفوذناپذیر، از مهم‌ترین عواملی هستند که در دهه‌های اخیر موجب تغییر شرایط اقلیمی در مقیاس شهری شده‌اند. یکی از مهم‌ترین پیامدهای این روند، شکل‌گیری پدیده جزیره حرارتی شهری است؛ وضعیتی که در آن دمای مناطق شهری، به‌ویژه در محدوده‌های متراکم و برخوردار از سطوح آسفالتی و بتنی، در مقایسه با مناطق پیرامونی افزایش می‌یابد. افزایش دمای شهری تنها یک مسئله اقلیمی نیست، بلکه می‌تواند پیامدهایی همچون کاهش آسایش حرارتی شهروندان، افزایش مصرف انرژی برای سرمایش ساختمان‌ها، تشدید آلودگی هوا، افزایش تقاضای آب و افزایش آسیب‌پذیری گروه‌های حساس در برابر امواج گرما را به همراه داشته باشد. در چنین شرایطی، استفاده از داده‌های مکانی و فناوری‌های مرتبط با آن، ازجمله سیستم اطلاعات جغرافیایی، سنجش از دور و سامانه‌های پایش مکانی، می‌تواند نقش مهمی در شناسایی عوامل مؤثر بر شکل‌گیری جزایر حرارتی و پیشگیری از گسترش آنها ایفا کند.

جزیره حرارتی شهری پدیده‌ای چندبعدی است و تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل طبیعی، کالبدی و انسانی شکل می‌گیرد. میزان پوشش گیاهی، تراکم و ارتفاع ساختمان‌ها، نوع مصالح ساختمانی، درصد سطوح نفوذناپذیر، عرض و جهت‌گیری معابر، شکل شبکه شهری، توپوگرافی و حتی الگوی فعالیت‌های انسانی از جمله عواملی هستند که می‌توانند بر الگوی توزیع حرارت در شهر اثرگذار باشند. داده‌های مکانی امکان ثبت، سازمان‌دهی و تحلیل این عوامل را در یک چارچوب فضایی فراهم می‌کنند. برای مثال، با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای می‌توان دمای سطح زمین را استخراج و سپس آن را در کنار اطلاعات مربوط به پوشش گیاهی، کاربری اراضی و سطوح ساخته‌شده تحلیل کرد. چنین تحلیلی می‌تواند مشخص کند که کدام بخش‌های شهر دارای دمای بالاتر هستند و این افزایش دما با چه ویژگی‌های کالبدی و کاربری ارتباط دارد.

سیستم اطلاعات جغرافیایی در این میان نقش مهمی در یکپارچه‌سازی داده‌های مختلف دارد. داده‌های مربوط به فضای سبز، ساختمان‌ها، شبکه معابر، کاربری زمین، تراکم جمعیت و دمای سطح زمین را می‌توان در محیط GIS با یکدیگر تلفیق کرد و نقشه‌های پهنه‌بندی حرارتی تولید کرد. اهمیت این موضوع در آن است که همه مناطق دارای دمای بالا الزاماً از اولویت یکسانی برای مداخله برخوردار نیستند. برای نمونه، یک محدوده صنعتی ممکن است دمای سطح بالایی داشته باشد، اما به دلیل جمعیت کم، آسیب‌پذیری اجتماعی پایین‌تری نسبت به یک محله مسکونی پرتراکم داشته باشد. بنابراین، ترکیب داده‌های حرارتی با داده‌های جمعیتی، اجتماعی و کالبدی امکان شناسایی مناطقی را فراهم می‌کند که هم از نظر حرارتی و هم از نظر میزان آسیب‌پذیری در شرایط نامطلوب‌تری قرار دارند.

یکی از مهم‌ترین قابلیت‌های داده‌های مکانی، عبور از مرحله شناسایی مشکل و حرکت به سمت پیشگیری است. زمانی که اطلاعات مکانی به صورت مستمر جمع‌آوری و به‌روزرسانی شوند، می‌توان روند تغییرات حرارتی شهر را در طول زمان بررسی و مناطق مستعد ایجاد جزایر حرارتی را پیش از رسیدن به شرایط بحرانی شناسایی کرد. به عنوان مثال، افزایش تدریجی سطوح نفوذناپذیر و کاهش پوشش گیاهی در یک محله می‌تواند به عنوان یک نشانه هشداردهنده مورد توجه قرار گیرد. در چنین شرایطی، برنامه‌ریزان شهری می‌توانند پیش از تشدید پدیده، اقداماتی مانند توسعه فضای سبز، ایجاد سایه‌انداز، افزایش نفوذپذیری سطوح، اصلاح طراحی معابر، استفاده از مصالح مناسب و کاهش تمرکز سطوح جاذب حرارت را در دستور کار قرار دهند.

داده‌های مکانی همچنین می‌توانند در ارزیابی اثرات طرح‌ها و پروژه‌های توسعه شهری پیش از اجرای آنها مورد استفاده قرار گیرند. ایجاد یک مجتمع ساختمانی بزرگ، تغییر کاربری یک زمین، احداث یک محور شهری یا کاهش فضای سبز می‌تواند بر شرایط حرارتی محدوده اثر بگذارد. با استفاده از مدل‌سازی مکانی و مقایسه سناریوهای مختلف می‌توان پیامدهای احتمالی این تغییرات را پیش از اجرا ارزیابی کرد. این رویکرد به برنامه‌ریزان کمک می‌کند تا به جای آنکه پس از ایجاد شرایط نامطلوب به دنبال راهکار اصلاحی باشند، آثار حرارتی تصمیمات خود را از ابتدا در فرآیند برنامه‌ریزی لحاظ کنند. در نتیجه، داده‌های مکانی می‌توانند به یکی از ابزارهای اصلی تحقق برنامه‌ریزی شهری پیشگیرانه و تاب‌آور در برابر تغییرات اقلیمی تبدیل شوند.

با این حال، اثربخشی استفاده از داده‌های مکانی تا حد زیادی به کیفیت، دقت، به‌روز بودن و قابلیت دسترسی به داده‌ها وابسته است. پراکندگی اطلاعات میان سازمان‌های مختلف، نبود استانداردهای مشترک، ضعف در به‌روزرسانی داده‌ها و محدودیت در اشتراک‌گذاری اطلاعات می‌تواند مانع استفاده مؤثر از ظرفیت‌های مکانی شود. در این زمینه، توسعه زیرساخت داده مکانی می‌تواند زمینه لازم برای یکپارچه‌سازی و اشتراک‌گذاری داده‌های مورد نیاز را فراهم کند. ایجاد یک چارچوب مشخص برای تولید، استانداردسازی، نگهداری، به‌روزرسانی و تبادل داده‌های مکانی می‌تواند همکاری میان شهرداری، سازمان‌های محیط‌زیستی، مراکز پژوهشی و سایر نهادهای مرتبط را تسهیل کند.

در نهایت، استفاده از داده‌های مکانی را می‌توان یکی از پایه‌های مهم مدیریت هوشمند و پیشگیرانه جزایر حرارتی شهری دانست. این داده‌ها تنها ابزاری برای تهیه نقشه‌های حرارتی نیستند، بلکه می‌توانند فرآیند تصمیم‌گیری شهری را از واکنش به مشکلات موجود به سمت پیش‌بینی و پیشگیری هدایت کنند. ترکیب داده‌های سنجش از دور، GIS، اطلاعات کالبدی و جمعیتی و داده‌های پایش زمینی می‌تواند شناخت دقیق‌تری از الگوی حرارتی شهر ایجاد کرده و امکان اولویت‌بندی مداخلات را فراهم سازد. بنابراین، هرچه برنامه‌ریزی شهری بیشتر بر داده‌های مکانی دقیق، به‌روز و قابل اشتراک استوار شود، امکان کنترل عوامل ایجادکننده جزایر حرارتی و افزایش تاب‌آوری شهر در برابر افزایش دما نیز بیشتر خواهد شد. در این رویکرد، داده‌های مکانی نه صرفاً ابزاری برای شناخت وضعیت موجود، بلکه زیرساختی برای شکل‌دهی به شهری هستند که پیش از ایجاد بحران حرارتی، ظرفیت شناسایی، پیش‌بینی و مدیریت آن را دارد.

مطالب مرتبط