توجه به خردهفروشیها و بازارچههای موقت از آن جهت حائز اهمیت است که امروزه شاهد گسترش مالها و مراکز خرید در نقاط استراتژیک شهرهایمان هستیم، مراکزی که با بلعیدن فضای خرد، تمرکز بر مقیاس فراانسانی و مصرفگرایی، شیوه جدیدی از زیست روزمره را در میان شهروندان به نمایش گذاشته است که شاید در پیوست با همین توصیف بتوان به کتاب «کوچک، زیباست» اثر اقتصاددان آلمانی-بریتانیایی، ارنست اف شوماخر در حوزه اقتصاد و یا شعار معمار معروف میس وندروهه تحت عنوان «کمتر، بیشتر است» نیز گریزی زد. البته این یادداشت در نکوهش مراکز خرید و مگامالها نبوده و تنها تلنگری است بر کارکردهای در حال انقراض «خردهفروشیهای موقت» که دست بر قضا در سالهای اخیر، در کلانشهرهای پیشرفته جهان، برای حل بخشی از مشکلات موجود در فضاهای شهری، به آنها به عنوان یک راهحل کلیدی بلندمدت بازگشته و امید بستهاند.
این عناصر شهری به عنوان یکی از راهحلهای بازآفرینی فضاهای شهری متروکه، ایجاد سرزندگی در فضاهای مغفول شهری و همچنین استفاده بهینه از فضاهای بایر و یا چندمنظوره کردن فضاهای موجود قابل برنامهریزی هستند؛ از آن جمله میتوان به پیادهراه رمبلا در اسپانیا اشاره کرد که از جمله تجارب موفق بکارگیری بازارچههای موقت در فضاهای عمومی شهر است، چراکه پیادهراهها همواره به عنوان یکی از مهمترین بسترهای بروز رویدادهایی از این دست به شمار میروند. فراتر از جنبه اقتصادی برپایی بازارچههای موقت در عرصههای عمومی شهرها، موضوع ارتقای کیفیت محیطی نیز یکی از مهمترین جوانب قابل بحث در حوزه استقرار و بکارگیری این عناصر به شمار میرود؛ مقولهای که موافقان و مخالفان بیشماری را به خود اختصاص داده و در نهایت با توجه به بسیاری از عوامل زمینهای موجود در بستر شکلگیری این بازارچهها، همچون شمشیری دولبه عمل میکند؛ اما با همه اینها، هیچ کس تصاویر مسیرهای پرازدحام، هیجانانگیز و مملو از جمعیت دستفروشهای هندوستان و کشورهای شرقی را نمیتواند از خاطر ببرد. تجربهای متفاوت از مگامالهای عظیمالجثه و پرزرق و برق دنیای مدرن!
باتوجه به همه آنچه در بالا بدان اشاره شد، بهعنوان مثال در واپسین روزهای اسفند، هر بینندهای شاهد تغییر سیمای شهرهای کشور است که در این بازه زمانی، شکلگیری بازارچههای موقت در فضاهای عمومی شهر، چهره متفاوتی از آن را به نمایش میگذارد. بازارچههای موقت در ایران و در یک نگاه تطبیقی کریسمسمارکتها در کشورهای غربی، ازجمله نمونههای موفق شکلگیری بازارچههای موقت در بستر عمومی و فضای زیست اجتماعی شهروندان به شمار میرود. این پدیده با تمرکز بر فروش کالا و خدمات متناسب با این ایام، عمدتا در نقاطی از شهر برپا میشوند که باوجود رفتوآمد چشمگیر مخاطبان، به دلیل وجود یک فضای مرده (بهعنوان مثال یک زمین بایر، پارکینگ یا یک ساختمان متروکه) از کیفیت محیطی چندان بالایی برخوردار نیستند. افزون بر آنچه گفته شد، بازارچههای موقت در ایجاد «حس مکان» و «حس زمان» متمایز برای کاربران فضا، نقش قابلتوجهی دارند. در حقیقت، این پدیده میتواند بهعنوان تمام یا بخشی از فرایند مکانسازی در عرصههای عمومی بیش از پیش مورد واکاوی پژوهشگران حوزه مطالعات شهری قرار گرفته و بستر مطالعاتی آن از قلمرو حوزه صرف اقتصادی به عرصههای دانشی دیگر همچون برنامهریزی و طراحی شهری و مطالعات کیفیت محیطی نیز گسترش پیدا کند.
در واقع جستار پیشرو، تلاش داشته که از همه مخاطبان بخواهد، در ایام مختلف سال همچون نوروز و یا آغاز سال جدید تحصیلی و … با برپایی بازارچههای موقت در اقصی نقاط شهر، نگاه دیگری به این پدیده جذاب شهری داشته و از منظر پژوهشگران نیز، بار دیگر این مقوله شهری مورد واکاوی قرار گیرد.



