«بازآرایی الگوهای تعامل اجتماعی در فضاهای شهری معاصر در مواجهه با فناوریهای تعاملی (تحلیل مبتنی بر مدلسازی عاملمبنا در محور چهارباغ عباسی)» نخستین مقاله این شماره است. این پژوهش با استفاده از مدلسازی عاملمحور در محور چهارباغ عباسی، نشان داد که فناوریهای تعاملی، منطق حضور در فضای شهری را از کنشهای «ضروری و کارکردی» به سمت فعالیتهای «اختیاری و اجتماعی» (با سهم بیش از ۷۵ درصد) تغییر دادهاند. این جابهجایی، همراه با گسترش تعاملات برونمکانی و افزایش پویایی زمانی، تجربهای چندلایه و سیال از فضای شهری ایجاد کرده است که بازنگری در الگوهای طراحی بر پایه این پارادایم جدید را ضروری میسازد.
«تبیین همبستگی مؤلفههای اثرگذار گرافیک شهری بر ارتقای حس مکان در میان شهروندان شهر رشت» دومین مقاله انتشار یافته است. این پژوهش با اثبات رابطه مثبت گرافیک شهری و «حس مکان» در رشت، ضمن شناسایی نقش کلیدیِ بعد عملکردی، بر چالشهای جدی در ابعاد محیطی، اجتماعی و روانشناختی تأکید میکند. نتایج نشان میدهد برای ارتقای کیفیت تجربه شهروندی، باید از رویکرد عملکردی محدود فراتر رفت و به سمت راهبردی جامع با تمرکز بر پایداری محیطی، تقویت تعاملات اجتماعی و بازسازی هویت بصری حرکت کرد.
سومین مقاله این شماره «شناسایی مؤلفههای اجتماعی مؤثر بر شکلگیری فضای شهری خلاق مبتنی بر الگوهای رفتاری شهروندان در میدان نقش جهان اصفهان» است. این پژوهش با تحلیل مؤلفههای اجتماعی در میدان نقش جهان اصفهان، نشان داد که پویایی و خلاقیت فضای شهری مستقیماً از پیوند الگوهای رفتاری با کیفیت محیطی نشأت میگیرد. یافتهها حاکی از آن است که شاخصهایی چون پاتوقهای رفتاری، احساس امنیت، تنوع فرهنگی و دلبستگی به مکان، ارکان اصلی ارتقای این فضا هستند. در نهایت، پژوهش با ارائه چارچوبی کاربردی، سیاستگذاران را به سمت بازآفرینی فضاهای عمومی با تمرکز بر مدیریت مؤلفههای اجتماعی و تقویت زیستپذیری در بافتهای تاریخی سوق میدهد.
چهارمین مقاله با موضوع «تحلیل ساختار فضایی میدان نقش جهان اصفهان، خوانشی برپایۀ نشانهشناسی اجتماعی» است. این پژوهش با رویکرد نشانهشناسی اجتماعی (نظریه هلیدی)، به واکاوی معنایی و ساختار فضایی میدان نقش جهان پرداخته است. یافتهها نشان میدهد که سازماندهی بصری و ترکیببندی عناصر معماری، با محوریت کاخ عالیقاپو، به بازنمایی قدرت و تثبیت مرجعیت معنایی در کل فضا منجر میشود. این مطالعه در نهایت، نحوه تجلی حاکمیت را از طریق سازماندهی فضایی و ارزشهای اطلاقی در این بافت تاریخی تبیین میکند.
«بررسی تأثیرات ادغام طبیعت در طراحی معماری شهری بر کیفیت زندگی (مطالعۀ موردی: شهر آمل)» پنجمین مقاله انتشاریافته شماره تابستان ۱۴۰۵ است. این پژوهش با تحلیل رابطه میان طراحی طبیعتمحور و کیفیت زندگی در آمل، نشان داد که «ادغام طبیعت در معماری» با ضریب ۰.۴۱، تعیینکنندهترین عامل در ارتقای کیفیت زندگی است. با وجود وضعیت متوسط کیفیت محیطزیستی و کمبود عناصر طبیعی، مطالعات تأکید میکند که گذار از معماری صلب به سمت طراحی «بیوفیلیک»، ضرورتی انکارناپذیر است. در نهایت، بازآفرینی طبیعتمحور بهویژه در مناطق کمبرخوردار، بهعنوان راهبرد کلیدی برای تحقق توسعه پایدار در شهر پیشنهاد میشود.
آخرین مقاله این شماره با عنوان «تبیین چالشهای توسعۀ سامانههای دوچرخۀ اشتراکی در شهر تهران» است. این پژوهش با مصاحبه با ۱۱ ذینفع کلیدی، چالشهای سامانههای دوچرخه اشتراکی در تهران را در چهار لایه اقتصادی، نهادی، فرهنگی و فنی تبیین میکند. یافتهها نشان میدهد موانعی نظیر نوسانات ارزی، خلأ قوانین، نگرشهای منفی اجتماعی و کمبود زیرساختهای ایمن، مانع اصلی توسعه این سیستمها هستند. در نهایت، پژوهش بر ضرورت گذار از رویکرد خودرومحور و اتخاذ سیاستگذاریهای یکپارچه شامل حمایت مالی، شفافیت قانونی و توسعه زیرساختهای پیوسته تأکید میکند.
گفتنی است، فصلنامه «پژوهشهای فضا و مکان در شهر» به صاحب امتیازی جهاددانشگاهی پس از بررسیهای اولیه، در تاریخ ۱۴/ ۰۷/ ۱۴۰۳ تأییدیه ورود به فرآیند ارزیابی و رتبهبندی نشریات علمی را از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دریافت کرد و براساس آییننامه نشریات علمی مصوب در ارزیابی سال 1404 برای دومین سال پیاپی موفق به دریافت رتبه «ب» شد و همچنین بر اساس آییننامه ارزیابی نشریات موسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام (ISC) در کمیته ارزیابی نشریات مورخ 10 / 04 /1404 بررسی و جهت نمایهسازی در پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) تأیید شد و در این راستا مقالات این نشریه از بهار 1401 تاکنون در پایگاه ISC نمایه شده است.



