15 شهریور 1405

دسته‌بندی: یادداشت

ما و رباخواریِ روان

دفاع‌های ناکارآمد روان، مثل بدهی‌هایی هستند که با نرخ بهره پنهان کار می‌کنند؛ در لحظه، از درد محافظت می‌کنند اما ماه به ماه و سال به سال، بدون اینکه متوجه شویم، چیزهایی را از ما می‌گیرند.

دفاع‌‌های ناکارآمد روان

هیچ‌کس به خاطر استفاده از دفاع‌های ناکارآمد مقصر نیست؛ مغز و روان ما در شرایط سخت، بهترین کاری که بلدند را انجام می‌دهند؛ هدف، قضاوت نیست، تشخیص و دیدن این الگوهاست.

دروغ‌های مهربان

وقتی اضطراب، از آستانه تحمل عبور می‌کند، روان به مکانیزم‌های دفاعی متوسل می‌شود تا آن را به سطحی قابل مدیریت برگرداند؛ گاهی سرعت پاسخ، مهم‌تر از دقت پاسخ است.

ذهنی که می‌خواهد زنده بماند

«چه اتفاقی خواهد افتاد؟» این سوال، در شرایط جنگی جواب ندارد و این نداشتن جواب، خود یکی از آزاردهنده‌ترین جنبه‌های جنگ است.

جنگِ درونِ ما

جنگ یک صحنه آشکار دارد، همه می‌بینندش، خبرها پر از آن است، عکس‌هایش را دیده‌ای، صدایش را شنیده‌ای اما یک صحنه دیگر هم هست؛ صحنه‌ای که درون آدم‌هاست. درون تو.

آه وطن، وطن، وطن!

مبینا میرزایی، دبیر کانون دانشجویی روایت سایه‌ها، احساس خود را درباره قطعه اخیر محسن چاوشی که در جنگ رمضان با نام «حسبی الله» منتشر شد…

نه، این چیزها نباید گم شود

درست خاطرم نیست چه سالی، حس و حال آن را ولی خوب خاطرم هست؛ در یک بهت جمعی فرو رفته بودیم که فرناز کلباسیِ روزنامه‌نگار، در یادداشتی با اشاره به چند چیز کوچک زیبا در زندگی روزمره نوشت: «نه، این چیزها نباید گم بشود.»